تبلیغات
سپهر - سلاح طنز و فرهنگ بیشعوری assholism !
 
سپهر
« تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی کاذب برخورد منافقانه ترجیح میدهیم »
                                                        
درباره وبلاگ

مقدمتان گلباران
زادگاهم سده لنجان از توابع شهرستان لنجان در استان اصفهان است.
کارمند هستم و اینجا خلوتگاه من است .آنچه در ذهن می پرورانم در این جا به تصویر کشیده می شود. و آنچه خواهید دید فقط دیدگاه شخصی من نسبت به مسائل پیرامون است .این وبلاگ محلی است برای بیان آنچه که می خواهم آزادانه بگویم ولی مجالی برای گفتنش نیست.
شما نیز می توانید با من همراه شوید و نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید .
ضمنا یاد آور می شوم این وبلاگ وابسته به هیچ طیف و گرایش سیاسی نیست.
مدیر وبلاگ : حسین ادیبی
نویسندگان
پیج رنک
هوا شناسی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

سلام :

               مارک تواین زمانی میگفت : فرد را برای چیزی که اعتقاد دارد به کلیسا راه میدهند ولی برای چیزی که می فهمد از آنجا اخراج میکنند ! این سخن البته مصداق واقعیت بسیار گویایی است از اینکه جایی که فرد میتواند در باره ی گفتارهایی که از اربابان دین یا متون دینی میشنود یا میخواند فکر کند و یا حتی خدا ناکرده زبانم لال بخواهد سوال کند و  بحث منطقی کند چقدر از دید اربابان دین وجودش میتواند خطرناک باشد اما اتفاقا پاشنه ی آشیل اربابان دین همین نکته  است یعنی بخواهند با تحکم بجای بحث های منطقی و رفتار منطقی  تنها به صرف داشتن قدرت جلوی فکر کردن  دیگران را بگیرند در آنصورت است که وقتی کسی با منطق و عقلانیت سر ستیز نشان دهد و بخاطر بهره مندی از قدرت دست به هر زورگویی بزند و طرف مقابلش قدرتی برابر او نداشته باشد سرو کله ی طنز پیدا میشود طنزهایی مثل طنز  اراسموس یا ولتر یا عبید زاکانی یا  بهلول و ...... خیلی های دیگر در عصر خودمان با تولید انبوه اس ام اس ! بعبارت دیگر وقتی با باوری نتوان از در منطق وارد شد بهترین سلاح برای کسی که قدرتی ندارد طنز است  البته بماند که بسیاری از اینان بخاطر همین طنز تا حد تکفیر از سوی اربابان دین یا اربابان قدرت نیز جلو رفتند اما حرف شان را زدند . طنز در واقع تمسخر منطقی است ! اکثر افرادی که در طول تاریخ با سلاح طنز به مبارزه با بیخردی پرداختند افرادی بودند که در ورای صحبت طنزشان نکته ای منطقی وجود دارد . از طرفی رندی و خندیدن بهترین انتخاب برای کسانی است که هیچ قدرتی ندارند الا قدرت بیان آنهم در شرایطی است که هیچ چیز منطقی به نظر نمیرسد ! و هرچه میرود بوی بی منطقی و دیوانگی دارد ! و چه لذتی بالاتر از خندیدن به هرچه بی منطق و احمقانه است ولو به ظاهر خیلی خیلی پر طمطراق و مقدس جلوه کند !! به همین خاطر است که در قدیم وقتی زورشان به ظالمی نمیرسید چنین توصیه میکردند که :

                      رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

                                                       تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی !

                  البته در زمانه ی ما شرایط دیگری نیز علاوه بر زور و ظلم که در سطح بالای جامعه است در سطح پایین یعنی در سطح مردم  ما رایج شده است و آن چیزی نیست جز فرهنگ بیشعوری ( ass holism ) که نماد کسانی است که با زیر پا گذاشتن هر عرفی و هر اصول اخلاقی در صدد برتری بر دیگرانند و از حق و حقوق دیگران مثل آب خوردن میگذرند و کک شان هم نمیگزد ! بعبارت دیگر قانون جنگل در سطح بالا ! مثل کسانی که مثلا در رانندگی تقدم و تاخر برایشان معنایی ندارد و خودشان را به نفهمی میزنند ! و جایی که همه ی ماشین ها پشت سر هم حرکت میکنند و ترافیک سنگین است از سمت مقابل سبقت میگیرند و با همه ی خطراتی که می آفرینند راه دیگران را سد میکنند تا خودشان جلو بزنند - یا در صف بنزین به زور ماشین خود را جا میدهند بدون توجه به داد و فریاد دیگران و اگر کسی حرفی بزند با فحش های ناموسی کاری میکنند که طرف از ترس آبرو چیزی نگوید !  کسانی است که در قرار ها وقتی عده ای زیاد منتظرشان هستند به عمد یا بخاطر بیشعوری ذاتی دیر می آیند و بعد نیش شان تا بنا گوش باز است و طلبکارانه عنوان میکنند که : مگه چی شده چرا عصبی شدین !؟؟؟ یا کسانی که کاری را بلد نیستند اما  پست و مقامی بالاتر از کسانی که شایستگی دارند بدست می آورند و بیشعورانه و ابلهانه  ادای آدمهای کارکشته را در می آورند و بخاطر اینکه قدرت و حمایتی از بالا میشوند یا ثروت کلانی دارند خود را به زور در جایی که نباید جا میدهند و وقتی که کارها را با ندانم کاری و حماقت خراب کردند با لبخند میگویند : مگه چی شده ؟؟؟!!! ..... خیلی خونسرد میگویند مگه چی شده !!!! همین ! جواب شان است ! مصادیق بیشعوری در جامعه ای که از صدر تا ذیل اش بر اساس همین اصل با دیگران برخورد میکنند بسیار زیاد است ! و جالب این است که این افراد خودشان را محق میدانند بقول برنارد شاو زمانی که یک احمق ( شما بخوانید بی شعور ) کاری را انجام میدهد که از آن شرمسار است مرتب تکرار میکند که دارد به تکلیف اش عمل میکند !! ،‌

                     بطور خلاصه همانطور که نویسنده ی کتاب بیشعوری یعنی آقای خاویر کرمنت ( با ترجمه ی زیبای محمود فرجامی ) بطور مفصل توضیح داده است فرهنگ بیشعوری یعنی زورگویی در سطح خرد و کلان  در جایی که صحبت یا توقع داشتن از درک منطق بی معناست ! بیشعوری بقول آن نویسنده یک بیماری است نه یک فرهنگ ! بیشعوری را باید درمان کرد خیلی ها خودشان متوجه این بیماری شان نیستند بیشعوری یعنی جایی که فحش دادن و داد و بیداد کردن بر متانت در رفتار غلبه پیدا میکند  و بخاطر سرو صدا کارت زودتر حل بشود ! جایی که وقت دیگران را با خونسردی هدر بدهی و چون بد دهنی کسی با تو بحث منطقی حق نداشته باشند بکند و  بعد هم که آب از آب تکان نخورد لبخند رضایتی بر لبانت بنشیند و فکر کنی پیروز شده ای ! جایی که به توصیه یا بخاطر بیشعوری مسئول بالاتر ات سمت مهمی بدون لیاقت به تو داده شود و  برای خالی نبودن عریضه برای زیر دستان ات وعده و وعید های الکی بدهی و چون رئیسی و قدرت داری بعدا زیر آن بزنی و همه را منتر خودت بکنی و لبخند بزنی که ببین ریاست یعنی این ! یعنی کسی جرات نکند اعتراض کند چون بلایی سرش می آورم که قدر عافیت بداند ! و در سطح کلانش هم  بیشعوری یعنی وقتی قدرت بی حساب و کتاب مالی و رسمی دست تو باشد و مردم و امکاناتی که بخاطر قدرت در دستت قرار گرفته است را هرجور که بخواهی بگردانی و بباد بدهی و کسانی را بر کار بگماری که هرچه بشود بیشعور تر باشند و چون به فرهنگ بیشعوری اعتقاد راسخ داری مطمئن باشی که حرفت به کرسی خواهد نشست ! ..... این بیشعوری هم نه فرهنگ که ضد فرهنگی است که باعث میشود از طرف مقابل یعنی مردم و کسانی که هنوز به منطق به اخلاق و به ارزشها اعتقاد و تعهد دارند برای مقابله با فرهنگ طنز که تیغ گزنده تر اما لطیف تری دارد به میدان بیایند و جایی که نمی توانی با آدمی که گرفتارضد فرهنگ بیشعوری است مقابله کنی بهترین راه آن است که او را با طنز به زمین بزنی و به لجن بکشی ! نگران نباش طنز اگر فوری اثر نکند دیر یا زود مثل خوره همه ی ارکان وجودش را آنقدر سست و پوک خواهد کرد و آنقدر او را بدون آنکه بتواند دفاعی بکند عذاب خواهد داد که فرو خواهد ریخت چرا که بیشعوری نیز مثل ظلم قدرتی دائمی نیست و ستاری نحس اش دیر یا زود افول خواهد کرد !‌‌





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : طنز، فرهنگ، فرهنگ بیشعوری، خاویر کرمنت،
لینک های مرتبط : حرفهای تنهایی 2،