تبلیغات
سپهر - سده لنجان،معضل دامداریها و مشاغل مزاحم شهری
 
سپهر
« تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی کاذب برخورد منافقانه ترجیح میدهیم »
                                                        
درباره وبلاگ

مقدمتان گلباران
زادگاهم سده لنجان از توابع شهرستان لنجان در استان اصفهان است.
کارمند هستم و اینجا خلوتگاه من است .آنچه در ذهن می پرورانم در این جا به تصویر کشیده می شود. و آنچه خواهید دید فقط دیدگاه شخصی من نسبت به مسائل پیرامون است .این وبلاگ محلی است برای بیان آنچه که می خواهم آزادانه بگویم ولی مجالی برای گفتنش نیست.
شما نیز می توانید با من همراه شوید و نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید .
ضمنا یاد آور می شوم این وبلاگ وابسته به هیچ طیف و گرایش سیاسی نیست.
مدیر وبلاگ : حسین ادیبی
نویسندگان
پیج رنک
هوا شناسی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
30سال است که نام شهر بر تارک سده لنجان نقش بسته است. جایی که مردمش به خاطر شهر شدن  محل زندگی شان خود را تغییر دادند ، هرچند تغییر در ابتدا مشکل می نمود، اما خیلی زود با فرهنگ جدید خود را تطبیق دادند و  از کارهایی که با فرهنگ شهر نشینی منافات داشت دست کشیدند. با اینکه این تغییرات خسارات جبران ناپذیر زیست محیطی به  محل زندگی ما وارد ساخت اما باید پذیرفت که چرخ توسعه و پیشرفت بی رحم است. به ویژه اگر گردانندگان این چرخ افرادی باشند که نسبت به آینده بی تفاوت باشند و آینده نگری در برنامه هایشان جایی نداشته باشد!
با تغیر و تحولاتی که شرایط به ما تحمیل کرد به این فهم و درک رسیدیم که خیلی از کارهایی که تا آن روز برای ما بسیار پسندیده بود و حتی از  انجام آن به خود افتخار می کردیم به مرور جایگاه خود را از دست داد و شرایط به گونه ای رقم خورد که نه تنها  دیگر امکان ادامه آنها برای ما در محل زندگی میسر نبود حتی مبادرت به آن ایراد  فرهنگی و حتی قانونی هم پیدا کرد.
روزگاری بود که همه ما در منازل  خود دامداری داشتیم و در کنار کشاورزی از این طریق روزگار می گذراندیم . این یکی از همان شغل هایی بود که تا قبل از تحولات شهری نه تنها ایرادی نداشت بلکه هرکس فعالیتش در این زمینه بیشتر بود از اعتباری هم برخوردار بود. اما تحولات ساختاری در محیط، وقتی کالبد روستایی را به شهر تغییر داد اکثر مردم شرایط را پذیرفتند و خود را با فرهنگ و رفتار جدید که همان فرهنگ شهر نشینی بود، عادت دادند. بنابر این دامداری ها از منازل یکی پس از دیگری جمع شدند و شهروندان سرمایه خود را در کسب و کار دیگری به جریان انداختند.
آنچه دست مایه این نوشتار گردید پافشاری عده ای انگشت شمار از شهروندان است که پس از گذشت 30 سال از شهر شدن سده لنجان هنوز نتوانسته اند شرایط زندگی پیرامون خود را بپذیرند و هچنان از دامداری های سنتی در  منازل خود استفاده می کنند. این نوشته به هیچ وجه قصد ندارد فعالیت شرافتمندانه این شهروندان را زیر سوال ببرد اما بنا بر حقوقی که هریک از شهروندان دارند وظیفه  خود دانستم این مطلب را بنویسم.

یکی از وظایف شهرداری به استناد  بند 20 ماده 55 قانون شهرداریها جلو گیری از ایجاد و تأسیس کلیه اماکن که به نحوی از انحاء موجب بروز مزاحمت برای ساکنین یا مخالف اصول بهداشت در شهر هاست. شهرداری مکلف است از تأسیس کارخانه ها، کارگاه ها، گاراژهای عمومی، و تعمیر گاهها و دکان ها و همچنین مراکزی که مواد محترقه می سازند و اصطبل چارپایان و مراکز دامداری و بطور کلی تمام مشاغل و کسب هایی که ایجاد مزاحمت و سرو صدا کنند یا تولید دود و یا عفونت و یا تجمع حشرات و جانوران نماید جلو گیری کند...
تبصره ذیل همین ماده اشعار می دارد شهرداری در مورد تعطیل و تخریب و انتقال به خارج از شهر مکلف است مراتب را ضمن دادن مهلت مناسبی به صاحبان آنها ابلاغ نماید و اگر صاحب ملک به نظر شهرداری معترض باشد باید ظرف ده روز اعتراض خود را به کمیسیونی مرکب از سه نفر که از طرف انجمن شهر انتخاب خواهند شد تسلیم کند. رأی کمیسیون قطعی و لازم الاجراست...


حال تصور کنید سکوت شبانه ای که حق هر انسان است با صدای چارپایان شکسته شود. یا صبح هنگام پیش از آنکه صدای آرام بخش مناجات رادیوی منزل سپیده دم را به شما نوید دهد، با صدای وحشتناک سگهای گله ای که به جان هم افتاده اند و خود را به درب منزلتان می کوبند از خواب بپرید! باور کنید خیلی عذاب آور است. به این وضعیت اضافه کنید صبح در منزل را باز کنید و متوجه خون همان سگها شوید که همدیگر را در آستانه منزل تو پاره کرده و خون نجسشان به در و دیوار خانه مالیده باشد. باور کنید دیدن این صحنه خیلی چندش آور است. بوی بد دامداری هم بماند در این خصوص چیزی نمی گویم.
از این دست مشاغل در شهر کم نیستند و متأسفانه شهروندان با متانت آنها را تحمل می کنند. اما این چیزی از حقوق شهروندی آنها نمی کاهد و مسئولین محترم می بایست تمهیدات لازم را بیاندیشند تا این مشاغل هرچه سریعتر سامان یابند.این یک حق شهروندی است که باید مطالبه شود و مسئولین محترم باید پیگیر باشند.
البته طی چند سال اخیر اقدامات خوبی در زمینه انتقال کارگاههای مزاحم شهری توسط شهرداری صورت گرفته که جای تقدیر دارد اما علی رغم تمام تلاشی که صورت گرفته بسیاری از آنها همچنان از انتقال کارگاه خود به محل تعیین شده طفره می روند که این موضوع باید با جدیت بیشتری پیگیری شود.
در خصوص دامداریها اما تاکنون علی رغم تلاشهایی که شده نتیجه ای حاصل نشده و این معضل تا کنون به قوت خود باقی است و نارضایتی ها در این خصوص همچنان بالاست. از این شهروند و سایرین که در شهر همچنان دامداری می کنند یا به مشاغلی که مشمول قانون مذکور می شوند توقعی نیست، چرا که آنها شاید راهی جز این کسب و کار ندارند اما مدیران شهر می توانند شرایط را چنان فراهم نمایند که این شهروندان در محلی مناسب به شغل خود ادامه دهند. امید است این آرزوی دیرینه شهروندان هرچه زود تر جامه عمل به خود بپوشد تا اقدامی مهم در حوزه بهداشت ،سلامت و آسایش شهروندان را شاهد باشیم.به امید حق.





نوع مطلب : شهر و شهرداری، 
برچسب ها : سده لنجان، شهر، مدیریت شهری، معضل دامداریها، کارگاههای مزاحم شهری، بهداشت و سلامت،
لینک های مرتبط :