تبلیغات
سپهر - چه خوش عالمی است عالم گوسفندی!!
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

زیر  مطلب " نوشابه زرد"  که در سایت ناظم سرا منتشر شد یکی از دوستان این مطلب از البرت انیشتین را گذاشته بود:
"اگرمغزانسان به اندازه ای که شکمش کارمی کند کارمی کردهم اکنون جهان توصیف دیگری داشت".
نکته ای که انیشتین بدان اشاره نموده مرا یاد دست نوشته ای انداخت که چند سال پیش تحت عنوان "چه خوش عالمیست عالم گوسفندی" نوشتم . براستی که برخی انسانها آثار شکمشان بیشتر از آثار مغزشان در این دنیاست. مانده ام در عجب از چرایی خلقت این آدمها!؟؟
مطلب "چه خوش عالمیست عالم گوسفندی" را مجدداً تقدیم میکنم به دوست گرانمایه آقای سعادت البندی عزیز :

-------------------------------------------------------------------

چه خوش عالمی است عالم گوسفندی!!
 
مدتها بود در غم اندوه عجیبی بسر می بردم!
مدتها فکر و اندیشه ام را این مطالب مشغول کرده بود:
خدایا، ما انسانها تا کی باید خودمان را به نفهمی بزنیم ؟
تا کی باید از روی مصلحت تظاهر به نفهمی کنیم؟
تا کی باید عده ای از روی کبر و غرور عده ای دیگر را کودن و نفهم بپندارند؟
در یک کلام: تاکی باید ما خودمان را گوسفند نشان بدهیم و دیگران ما را گوسفند ببینند؟
ولی نا گاه نوری از امید دلم را روشن کرد ، گوییا از خواب چند ساله بیدار شدم. آن ذهنیات چهره ای دیگر به خود گرفت. اندیشه ای نو در ذهنم قوت گرفت. نا خود آگاه گوسفند و گوسفند بودن جلوه ای دیگر برایم پیدا کرد.
با خود پنداشتم آن فیلسوف فرزانه ای که نام این چهار پا را گوسفند نهاد از چه علم سرشاری برخوردار بوده . حقا که ستایش سزاوار اوست! انصافاً که نامی برازنده برایش برگزیده!
با خود گفتم : خدایا ترا شکر می گویم که گوسفند را آفریدی!
این چهارپای پر رمز و راز نه تنها در تأمین نیازهای  غذایی انسان مفید است بلکه موارد استفاده دیگری هم دارد!
نام گوسفند نه تنها گوسفند را ، که بسیاری از انسانها را نیز از انبوه قیدو بند ها رها ساخته! گویا نام گوسفند ، حلال بسیاری از مشکلات لا ینحل بشری شده!
بسیار شنیده ایم که فلانی بجای حل مسئله صورت مسئله را پا ک کرد! این در اصل همان خود را به گوسفندی زدن ودیگران را گوسفند فرض کردن است.
عده ای انسان نما  ولی گرگ صفت در پوستین این زبان بسته می روند و چه گرگ بازیها که نمی کنند!
اما این زبان بسته ( گوسفند) یا نمی داند که چه هجمه ای به نام و نشانش شده یا حقیقتاً او هم خود را به گوسفندی زده .
شاید هم  خوب می داند و لی  آنقدر صبرو حوصله دارد که بگذارد هر سوء استفاده ای که می خواهند از نام و هویتش بکنند تا روزحساب !
آری همین گوسفندی که به راحتی نامش مورد تجاوز انسان نما ها قرار گرفته اگر بخواهیم در وصفش بگوییم بشرط وجود اندکی فهم حتی از نوع گوسفندی، هم در این دنیا هم در آن دنیا به او بدهکار می شویم. حال حساب کنید از ازل تا کنون چه جفایی را این گوسفند کشیده و ما چه حسابی باید برایش پس بدهیم!
اما از فضایل گوسفندی و رذایل انسانی بگویم:
از صبرش بگویم
دیر زمانی است گوسفند نامش مورد سوء استفاده انسان قرار گرفته ولی با این وجود آنقدر مهربان است که همچنان نام و نشان و حتی جانش را در خدمت انسان هزار چهره گذاشته !
از ایثار و فداکاریش بگویم
در عیش و نوش ما و در عزا و ما تم ما همیشه جانفشانی کرده! ولی ما چه بیرحمانه این موجود را حقیر و خوار می پنداریم و در توصیف  بدترین نامها یا صفاتمان از این حیوان فداکار مایه می گذاریم.
براستی ای گوسفند
تو چه انسانیتی داری و ما چه بد گوسفندانی هستیم!

تو چه خوب فضایل انسانی را به کار می بندی و ما چه بد گوسفند بودن را به بازی گرفته ایم.
ما گرگ صفتانیم که نام زیبای تو را به تاراج برده ایم و هروز آنرا به لجن می کشیم و  تو چه زیرکانه با بع بع هایت به ریش ما می خندی . چرا که تو از روز حساب آگاهی و ما غافل.
آه که تو ای گوسفند چه خوش عاقبتی در انتظارت هست و ما چه بد عقوبتی!
ما انسانها از روی حماقت:
تو را مظهر حماقت می پنداریم.
دیگران را چپاول می کنیم چون آنها را گوسفند می پنداریم!
حقوق دیگران را ضایع می کنیم چون گوسفندشان می پنداریم.
خود را دانشمندو فرزانه می پنداریم و دیگران را گوسفند!
چون دیگران را گوسفند می پنداریم حتی خریت هایمان را هم بپای توی بیچاره تمام می کنیم.
اما ای گوسفند عزیز من همین را فهمیدم که اگر گوسفندی تو حکمتی نداشت خداوند همان خر را که می آفرید کافی بود گوشتش را حلال کند!! دیگر نیازی به تو نبود!
مگر خداوند چند نمونه برای مظهر نفهمی می خواست: خر و گاو برای مصداق نفهمی کافی نبود؟
پس حتماً راز آفرینش تو حکایتی دارد بس حکیمانه.
آیا اولین حکمت و راز آفرینش تو قربانی شدن بجای اسماعیل ذبیح الله نبود؟
وای خدای من چه موهبتی نصیب توشد! گویا تو در بین حیوانها سعادتمند ترین هستی ! چه جایگاه رفیعی داری و ما ابلهان نمی دانیم!
توی گوسفند در راه خدا قربانی شدی در حالی که قرار بود فرزند خلیل الله قربانی شود.
ایکاش می فهمیدیم گوسفند یعنی چه!
تو را همین بس که در عید قربان متواضعانه قربانی می شوی قربة الی الله. ولی ما، آه که ما قر بانی می شویم غربة من الله .
به مکه می رویم و مناسک بجای می آوریم. طواف کعبه می رویم و سعی صفا و مروه می کنیم. عرفات می رویم . رمی جمرات می کنیم. در آخر هم برای قرابت به خدا تو را سر می بریم ولی افسوس که خودمان از خدا غرابت می جوییم.
پس باز هم تو بردی و در فضایل انسانی از ما پیشی گرفتی.
در جشن ها تو را می کشیم و در عزایمان هم.
برای تظاهر و ریا تورا می کشیم و برای حقیقت و صداقت هم.
برای رسیدن به حاجاتمان از تو مایه می گذاریم و برای توصیف رذایل مان هم .
بی جهت نیست که خداوند از تو تکلیف نخواسته!
آخر چه کسی می تواند اینقدر خوب بار امانتی را که خداوند بر گردنش نهاده به سر منزل مقصود برساند. بی انصافی بود اگر خداوند از تو تکلیف دیگری می خواست. مثلاً نماز و روزه ، با این همه مسئولیت خطیری که داری دیگر جایگاهی برای تو ندارد. همین که مسئولیتی که خدواند بر عهده ات گذارده به این خوبی انجام می دهی از سالها نماز و روزه گرفتن برخی از ما انسانها برتر و بالاتر است.
البته تو حق داری ناراحت باشی که چرا خداوند انسان را اشرف مخلوقاتش نام نهاد.
ولی خیالت راحت باشد آن انسانی که خداوند اشرف مخلوقاتش قرار داد ما نبودیم.
اگر هم تصورت این است که چون ما نماز می خوانیم و روزه می گیریم و اعمال بجای می آوریم برتر از دیگر موجودات هستیم  بازهم خیالت راحت باشد برتری به این چیزها نیست. اصل آن است که بفهمی خداوند از تو چه خواسته و مأموریت تو در این دنیای فانی چیست. که تو خوب فهمیدی و به خوبی داری انجامش می دهی.
هرگز حسرت ما انسانها را به دلت راه نده.
فکر نکن که ما انسانها حتما خیلی سعادتمند هستیم که نماز می خوانیم یا روزه می گیریم.
اگر می بینی به محض شنیدن صدای الله اکبر دست و آستین بالا می زنیم و به نماز می ایستیم برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت هایمان است نه ترس از خدا.
همین که ظهر ها نیم ساعت از دست ارباب رجوع راحت شوی کافیست که مومن و خداترس باشی. اما تو می دانی که این نیم ساعت متعلق به ما نیست بلکه متعلق به آن بیچاره ایست که برای انجام یک کار اداری که نیاز به یک ساعت مرخصی داشته یک روز کامل مرخصی گرفته! آنهم حتما باهزار منت و سر کوفت رئیسش ! جالب تر این که تا من انسان نمازم تمام شود و به کار او برسم وقت نهار شده و نهایتاً آن بیچاره باید یکروز دیگر هم با همان شرایط مرخصی بگیرد.
تعجبی ندارد که هرچه سر نماز گریه می کنیم خدا جوابمان را نمی دهد . چون خدا که دیگر کلاه سرش نمی رود. این از بی شرمی ما انسانهاست که فکر می کنیم خدا هم نعوذ بالله...
تازه این یک گوشه از انسانیت ماست!
مطمئناً  خداوند فکر کرده اگر توی گوسفند هم می خواستی مثل ما نماز یومیه ، نماز جمعه و سایر اعمال که ما انسانها برای پرستشش بجای می آوریم انجام بدهی ، راه تقلب و تذویر را یاد می گرفتی و از قربانی شدن در راه رضای خدا به انحاء مختلف سر باز می زدی و برای منافع شخصی خودت هرگز حاضر به قربانی شدن نمی شدی. سرکش و خیره سر می شدی و راه عناد با خدا را بر می گزیدی.
آخر ما آدمها هم نماز جمعه می رویم هم پول نزول می دهیم.
هم روزه میگیریم هم دروغ می گوییم .
هم مسجد می سازیم و به فقرا کمک می کنیم هم پول مردم را بالا می کشیم.
هم ادعای خدا پرستی می کنیم هم کاری به سر بندگان خدا می آوریم که از ترس روبرو شدن با ما گذشت مال و اموالشان را می کنند .
هم مکه می رویم و حاجی می شویم هم اگر جایی مسئولیتی به ما دادند تا گره از کار خلق باز کنیم چنان گره ای به کارش می اندازیم که خودمان هم نتوانیم چاره اش را بکنیم!
خودمان قانون را درست می کنیم ، دم از قانون می زنیم ولی با بی قانونی قانون را دور می زنیم!
آیین رفتار حرفه ای تعریف می کنیم و اگر کسی هم پیدا شد که خواست رعایت کند او را به لجن می کشیم!
حالا فکرش را بکن توی گوسفند هم مانند انسان می بایست این تکالیف را انجام می دادی !
 همان لحظه ای که می دانستی می خواهند سرت را ببرند روزه می گرفتی!
چون به خوبی می دانستی که تا آب به تو ندهند سرت را نمی برند. به همین خاطر حتی روزه های مستحبی هم می گرفتی . چون صلاح کار در این بود!
یا مثلاً تا می خواستند بگیرند و سرت را ببرند سریع وضو می گرفتی و به نماز می ایستادی . تازه کلی هم نماز قضا داشتی. دعا و گریه زاری هم جای خود! نماز هم ابزار خوبی می شد برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت اصلی تو!
یا مثلاً اگر کسی به تو مراجعه می کرد که برای حل مشکلش با فدا کردن جانت کمکش کنی آنقدر امروز فردا می کردی و آنقدر اراجیف تحویلش میدادی که کار از کار می گذشت و از کشتنت منصرف می شد!
آنقدر به خاطر فرار از مسئولیت هایت به خداپرستی تظاهر می کردی که خودت هم باورت می شد!
کم کم آنقدر غرور و نخوت سراپای وجودت را فرا می گرفت که بخاطر ادای فرائضی چون نماز جماعت یا ایستادن در صف اول نماز جمعه خود را از سایر گوسفندها برتر می پنداشتی و تصور می کردی همه به تو بدهکارند! انتظارهایت بالا می گرفت چون فکر می کردی از بقیه مومن تری.در حالی که از وظیفه اصلی خلقتت که گوسفند بودن بود دور می شدی ، فکر می کردی تو آفریده شده ای که فقط عبادت کنی . به خاطر عبادتت دیگران باید به تو احترام بگذارند و از اموال عمومی برای خودت سهم می خواستی!
کم کم دین را ابزار خوبی برای ارتزاق، پیشرفت ، عوام فریبی و ... می یافتی و دیگر باورت نمی شد که تو هم مانند بقیه گوسفندها یک گوسفندی و خداوند از خلقت شما یک هدف داشته! خدمت به سایر مخلوقات خودش.
پس می بینی که تو هم فرقی با برخی از ما انسانها نمی کردی و نهایتاً سر از جهنم در می آوردی!
حال می فهمی که نه تنها خداوند به تو بد نکرده بلکه تورا مورد لطف و عنایت خودش هم قرار داده.
از تو گوسفندی خواسته که تو هم به خوبی ایفا می کنی .
ولی ما که داعیه انسان بودن داریم و تو را به سخره می گیریم و مدام در حال سرکوفت دادن به تو هستیم در حد گوسفندی تو انجام وظیفه نمی کنیم.
 پس با خیالی آسوده به چرایت مشغول باش و در انتظار تکلیف الهی باش که بر ضمه ات قرار داده شده!
من هم تا کنون از اینکه گوسفند خطابم می کردند ناراحت بودم . داشتم کم کم ایمانم را از دست می دادم.
اما دیگر نه تنها ناراحت نیستم بلکه ایمانم هم به خداوند از گذشته بیشتر شده . چرا که:
تازه فهمیدم خداوند چه موهبتی نصیبم کرده از اینکه دیگران مرا گوسفند می پندارند.
اگر جایگاه گوسفندی ذبح شدن بجای فرزند خلیل الله باشد چه افتخاری بزرکتر از این .
من ذبح می شوم قربة الی الله.
من از این پس این انسانیت را سر می برم تا به مقام گوسفندی تو برسم.
چرا که تو به حقیقت گوسفندی و ما به تظاهر انسان.
پس بگذار این انسانهای غافل از خدا در این انسانیت جعلی خود غوطه ور باشند و من و تو در همین گوسفندی باقی بمانیم و بلند فریاد کنیم:
چه خوش عالمیست عالم گوسفندی!!





:: مرتبط با: عمومی , اجتماعی , سیاسی ,
:: برچسب‌ها: انیشتین , انسانیت , گوسفند ,
ن : حسین ادیبی
ت : شنبه 1 شهریور 1393
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهیار دوشنبه 29 تیر 1394 03:38 ق.ظ
مطالب وبلاگت قشنگه !

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.