تبلیغات
سپهر - مطالب تیر 1391
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

ریخته شدن فاضلاب شهر سده لنجان به زاینده رود تهدید استانی است

اصفهان - رییس شورای اسلامی سده لنجان با بیان اینكه ریخته شدن فاضلاب این شهر به زاینده رود یك تهدید استانی است، خواستار تسریع در تكمیل شبكه فاضلاب این شهر شد.

'حسین ناظم الرعایا' روزشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: به دلیل بالا بودن آب های زیر سطحی در این شهر، فاضلاب و بویژه آب هایی كه از منازل به بیرون سرازیر می شود به زاینده ریخته می شود.
وی با بیان اینكه حل این مشكل اساسی نیاز به یك عزم ملی دارد گفت: مسئولان كشوری و استانی باید درراستای حل این تهدید قدم بردارند.
وی با بیان اینكه در سال گذشته پنج كیلومتر شبكه گذاری فاضلاب دراین شهر انجام شده است، افزود:امسال هم با پیگیری هایی كه توسط شورا، شهرداری و مساعدت شركت آب و فاضلاب استان صورت گرفت،10كیلومتر شبكه گذاری جدید در حال انجام و اجرا است.
رییس شورای اسلامی شهر سده لنجان با بیان اینكه شبكه گذاری معابر اصلی و خیابان های این شهر تا اواخر سال جاری تكمیل می شود، اظهارداشت: از سال آینده شبكه گذاری فاضلاب درمعابر كوچكتر و كوچه ها نیز آغاز خواهد شد.
ناظم الرعایا با اشاره به اینكه اعتبارات پروژه فاضلاب شهر سده لنجان به همراه شهر ورنامخواست مشترك است گفت:


ادامه مطلب

:: مرتبط با: عمومی , شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: خبر گزاری ایرنا , سده لنجان , شورای شهر , چشم انداز1404 , فاضلاب شهر سده لنجان , مدیریت شهری , شهرداری ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 25 تیر 1391

سلام :

               مارک تواین زمانی میگفت : فرد را برای چیزی که اعتقاد دارد به کلیسا راه میدهند ولی برای چیزی که می فهمد از آنجا اخراج میکنند ! این سخن البته مصداق واقعیت بسیار گویایی است از اینکه جایی که فرد میتواند در باره ی گفتارهایی که از اربابان دین یا متون دینی میشنود یا میخواند فکر کند و یا حتی خدا ناکرده زبانم لال بخواهد سوال کند و  بحث منطقی کند چقدر از دید اربابان دین وجودش میتواند خطرناک باشد اما اتفاقا پاشنه ی آشیل اربابان دین همین نکته  است یعنی بخواهند با تحکم بجای بحث های منطقی و رفتار منطقی  تنها به صرف داشتن قدرت جلوی فکر کردن  دیگران را بگیرند در آنصورت است که وقتی کسی با منطق و عقلانیت سر ستیز نشان دهد و بخاطر بهره مندی از قدرت دست به هر زورگویی بزند و طرف مقابلش قدرتی برابر او نداشته باشد سرو کله ی طنز پیدا میشود طنزهایی مثل طنز  اراسموس یا ولتر یا عبید زاکانی یا  بهلول و ...... خیلی های دیگر در عصر خودمان با تولید انبوه اس ام اس ! بعبارت دیگر وقتی با باوری نتوان از در منطق وارد شد بهترین سلاح برای کسی که قدرتی ندارد طنز است  البته بماند که بسیاری از اینان بخاطر همین طنز تا حد تکفیر از سوی اربابان دین یا اربابان قدرت نیز جلو رفتند اما حرف شان را زدند . طنز در واقع تمسخر منطقی است ! اکثر افرادی که در طول تاریخ با سلاح طنز به مبارزه با بیخردی پرداختند افرادی بودند که در ورای صحبت طنزشان نکته ای منطقی وجود دارد . از طرفی رندی و خندیدن بهترین انتخاب برای کسانی است که هیچ قدرتی ندارند الا قدرت بیان آنهم در شرایطی است که هیچ چیز منطقی به نظر نمیرسد ! و هرچه میرود بوی بی منطقی و دیوانگی دارد ! و چه لذتی بالاتر از خندیدن به هرچه بی منطق و احمقانه است ولو به ظاهر خیلی خیلی پر طمطراق و مقدس جلوه کند !! به همین خاطر است که در قدیم وقتی زورشان به ظالمی نمیرسید چنین توصیه میکردند که :

                      رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

                                                       تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی !

                  البته در زمانه ی ما شرایط دیگری نیز علاوه بر زور و ظلم که در سطح بالای جامعه است در سطح پایین یعنی در سطح مردم  ما رایج شده است و آن چیزی نیست جز فرهنگ بیشعوری ( ass holism ) که نماد کسانی است که با زیر پا گذاشتن هر عرفی و هر اصول اخلاقی در صدد برتری بر دیگرانند و از حق و حقوق دیگران مثل آب خوردن میگذرند و کک شان هم نمیگزد ! بعبارت دیگر قانون جنگل در سطح بالا ! مثل کسانی که مثلا در رانندگی تقدم و تاخر برایشان معنایی ندارد و خودشان را به نفهمی میزنند ! و جایی که همه ی ماشین ها پشت سر هم حرکت میکنند و ترافیک سنگین است از سمت مقابل سبقت میگیرند و با همه ی خطراتی که می آفرینند راه دیگران را سد میکنند تا خودشان جلو بزنند - یا در صف بنزین به زور ماشین خود را جا میدهند بدون توجه به داد و فریاد دیگران و اگر کسی حرفی بزند با فحش های ناموسی کاری میکنند که طرف از ترس آبرو چیزی نگوید !  کسانی است که در قرار ها وقتی عده ای زیاد منتظرشان هستند به عمد یا بخاطر بیشعوری ذاتی دیر می آیند و بعد نیش شان تا بنا گوش باز است و طلبکارانه عنوان میکنند که : مگه چی شده چرا عصبی شدین !؟؟؟ یا کسانی که کاری را بلد نیستند اما  پست و مقامی بالاتر از کسانی که شایستگی دارند بدست می آورند و بیشعورانه و ابلهانه  ادای آدمهای کارکشته را در می آورند و بخاطر اینکه قدرت و حمایتی از بالا میشوند یا ثروت کلانی دارند خود را به زور در جایی که نباید جا میدهند و وقتی که کارها را با ندانم کاری و حماقت خراب کردند با لبخند میگویند : مگه چی شده ؟؟؟!!! ..... خیلی خونسرد میگویند مگه چی شده !!!! همین ! جواب شان است ! مصادیق بیشعوری در جامعه ای که از صدر تا ذیل اش بر اساس همین اصل با دیگران برخورد میکنند بسیار زیاد است ! و جالب این است که این افراد خودشان را محق میدانند بقول برنارد شاو زمانی که یک احمق ( شما بخوانید بی شعور ) کاری را انجام میدهد که از آن شرمسار است مرتب تکرار میکند که دارد به تکلیف اش عمل میکند !! ،‌

                     بطور خلاصه همانطور که نویسنده ی کتاب بیشعوری یعنی آقای خاویر کرمنت ( با ترجمه ی زیبای محمود فرجامی ) بطور مفصل توضیح داده است فرهنگ بیشعوری یعنی زورگویی در سطح خرد و کلان  در جایی که صحبت یا توقع داشتن از درک منطق بی معناست ! بیشعوری بقول آن نویسنده یک بیماری است نه یک فرهنگ ! بیشعوری را باید درمان کرد خیلی ها خودشان متوجه این بیماری شان نیستند بیشعوری یعنی جایی که فحش دادن و داد و بیداد کردن بر متانت در رفتار غلبه پیدا میکند  و بخاطر سرو صدا کارت زودتر حل بشود ! جایی که وقت دیگران را با خونسردی هدر بدهی و چون بد دهنی کسی با تو بحث منطقی حق نداشته باشند بکند و  بعد هم که آب از آب تکان نخورد لبخند رضایتی بر لبانت بنشیند و فکر کنی پیروز شده ای ! جایی که به توصیه یا بخاطر بیشعوری مسئول بالاتر ات سمت مهمی بدون لیاقت به تو داده شود و  برای خالی نبودن عریضه برای زیر دستان ات وعده و وعید های الکی بدهی و چون رئیسی و قدرت داری بعدا زیر آن بزنی و همه را منتر خودت بکنی و لبخند بزنی که ببین ریاست یعنی این ! یعنی کسی جرات نکند اعتراض کند چون بلایی سرش می آورم که قدر عافیت بداند ! و در سطح کلانش هم  بیشعوری یعنی وقتی قدرت بی حساب و کتاب مالی و رسمی دست تو باشد و مردم و امکاناتی که بخاطر قدرت در دستت قرار گرفته است را هرجور که بخواهی بگردانی و بباد بدهی و کسانی را بر کار بگماری که هرچه بشود بیشعور تر باشند و چون به فرهنگ بیشعوری اعتقاد راسخ داری مطمئن باشی که حرفت به کرسی خواهد نشست ! ..... این بیشعوری هم نه فرهنگ که ضد فرهنگی است که باعث میشود از طرف مقابل یعنی مردم و کسانی که هنوز به منطق به اخلاق و به ارزشها اعتقاد و تعهد دارند برای مقابله با فرهنگ طنز که تیغ گزنده تر اما لطیف تری دارد به میدان بیایند و جایی که نمی توانی با آدمی که گرفتارضد فرهنگ بیشعوری است مقابله کنی بهترین راه آن است که او را با طنز به زمین بزنی و به لجن بکشی ! نگران نباش طنز اگر فوری اثر نکند دیر یا زود مثل خوره همه ی ارکان وجودش را آنقدر سست و پوک خواهد کرد و آنقدر او را بدون آنکه بتواند دفاعی بکند عذاب خواهد داد که فرو خواهد ریخت چرا که بیشعوری نیز مثل ظلم قدرتی دائمی نیست و ستاری نحس اش دیر یا زود افول خواهد کرد !‌‌




:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: طنز , فرهنگ , فرهنگ بیشعوری , خاویر کرمنت ,
:: لینک های مرتبط: حرفهای تنهایی 2 ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 23 تیر 1391

درجواب صالحی ازبندگان خدا و میراث بان مردگان و سایر هم کیشان در سایت ناظم سرا  :

ایهاالناس جهان جای تن آسایی نیست
مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بستان
کادمی را بتر از علت نادانی نیست
روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد
نتوان دید در آیینه که نورانی نیست
شب مردان خدا روز جهان افروزست
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن
کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
حذر از پیروی نفس که در راه خدای
مردم افکن‌تر ازین غول بیابانی نیست
عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست بجز عارف ربانی نیست
با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی
کالتماس تو بجز راحت نفسانی نیست
خانه پرگندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
آخری نیست تمنای سر و سامان را
سر و سامان به از بیسر و سامانی نیست
آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد
عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست
وانکه را خیمه به صحرای فراغت زده‌اند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست
حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو
گذرانیده، بجز حیف و پشیمانی نیست
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست
چارهٔ کار بجز دیدهٔ بارانی نیست
گر گدایی کنی از درگه او کن باری
که گدایان درش را سر سلطانی نیست
یارب از نیست به هست آمدهٔ صنع توایم
وانچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست
گر برانی و گرم بندهٔ مخلص خوانی
روی نومیدیم از حضرت سلطانی نیست
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست
دست حسرت گزی ار یک درمت فوت شود
هیچت از عمر تلف کرده پشیمانی نیست


مشابه این کلام در نهج البلاغه هم هست که مردم سه گروهند عالم ربانی وطالبان علم وآگاهی (در اقلیت )ومگسان ناتوانی که با هر بادی میروند(همج رعاع)

گویا گذشتگان می دانستند که در عصر تمدن هم جاهلیت دست از گریبان عده ای بر نمی دارد.




:: مرتبط با: شهر و شهرداری , شعر و ادب ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , چشم انداز 1404 سده لنجان , سعدی , شعر وادب ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 23 تیر 1391

انوشیروان باخود قرار کرده بود که از هر که کلام خوش بشنود ، 400 درهم به او بدهد ، روزی پیرمردی را دید که درخت زیتون می نشاند ، گفت :

تو پیرمردی به چه آرزو درخت زیتون می نشانی ؟ ( چون درخت زیتون خیلی دیر بار می دهد و گویا 20 سال مدت می خواهد تا بار دهد.) و حال آنکه عمر تو وفا نمی کند که بار آن را بخوری . گفت قربان دیگران کاشتند و ما خوردیم. ما نیز بکاریم  تا دیگران بخورند.

انوشیروان خوشش آمد ، امر کرد 400 درهم به او دادند، پیرمرد  گفت : درخت مردم بعد از مدت زیاد بار می دهد ، اما درخت من همین روز اول بار داد. از این حرف نیز انوشیروان خوشش آمد و دستور داد 400 درهم دیگر به او بدهند.

پیرمرد گفت : درخت مردم سالی یک دفعه بار می دهد ، اما درخت من دو بار. از این جمله هم انوشیروان خوشش آمد ، امر کرد بازهم 400 درهم دیگر به او بدهند. آنگاه انوشیروان سوار بر اسبش شد و تند رد شد و گفت:

می ترسیم خزینه ما را تمام نماید. این قرارداد انوشیروان برای قدر دانی از سخن نیک بود.




:: مرتبط با: حکایت و حدیث ,
:: برچسب‌ها: حکایت ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 19 تیر 1391

چشم‌انداز: ما به نخست‌شهر كارآفرین می‌رویم
 
سده لنجان، نخست‌شهر کارآفرین ایران‌زمین
شهری است پاك و امین، با مردمانی سرآمد كه پیام‌آوران فرهنگ و دین‌اند و صاحبان سرمایه‌ و كارآفرین. شهری كه آیین‌نهاد است و آیینه‌نماد، پاسدار آیین‌ها و سنت‌ها، با سیمایی درخشان از آب و آیینه. سده لنجان با زمین‌های زرخیزش، دوستدار محیط‌زیست است و برای گردشگران آرام و نشاط‌انگیز. شهری پیشرفته با شهروندانی فرهیخته كه زبان‌زد است به شهرآیین ایران‌زمین.

بیا ساقی آن میكه محنت بَرست
به چون من كسی ده كه محنت خورست
مگر بوی راحت به جانم دهد ز محنت زمانی امانم دهد
مبارك بود فال فرخ زدن نه بر رخ زدن بلكه شه رخ زدن
بلندی نمودن در افكندگی فراهم شدن در پراكندگی
چو شمع از درون‌سو جگر سوختن برون‌سو ز شادی برافروختن
چو عاجز شود مرد چاره‌سگال ز بیچارگی در گریزد به فال
كلید آرد از ریگ و سنگی به چنگ كه آهن بسی خیزد از ریگ و سنگ
دری را كه در غیب شد ناپدید بجز غیب‌دان كس نداند كلید
ز بهبود زن فال كان سود تست كه به بود تو اصل بهبود تست
مرنج ار نزاری كه فربه شوی چو گوئی كز این به شوم، به شوی
ز ما قرعه بر كاری انداختن ز كارآفرین كارها ساختن
درین پرده كانصاف یاری‌ده است اگر پرده كنج نیاری به است
دلا پرده تنگست یارم تو باش ز پرده در آن پرده دارم تو باش

اعضای كمیته چشم‌انداز سده با دو منظور از واژه نخست‌شهر بهره گرفتند: 1) سده اولین شهری است كه شهر كارآفرین خواهد شد، و 2) سده در میان دیگر شهرهای پیرامونش به نخست‌شهر با تعریف آكادمیكش كه در زیر آمده، تبدیل می‌شود.
دراکاکیس اسمیت، نخست‌شهر را تسلط جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یک شهر بر تمامیِ شهرهای دیگر در داخل یک نظام شهری می‌داند. براساس تعریف سازمان ملل، ویژگی نخست‌شهری، تمرکز بالایِ جمعیت شهری در یک شهر یا مجموعه شهری است. معمولاً وقتی نسبت جمعیت بزرگترین شهر به دومین شهر از عدد 2 بیشتر باشد، به اندازه شهر، نخست‌شهری می‌گویند (برای آشنایی بیشتر خواهشمندم درباره پدیده نخست‌شهری جستجو فرمایید).
بنابراین، زمانی كه جمعیت سده نسبت به جمعیت شهرهای اطرافش بیشتر و به اندازه دو برابر رسید می‌توان آن را نخست‌شهر نامید و بخشی از چشم‌انداز محقق خواهد شد. بخش دیگر آن هم در مفهوم كارآفرینی است. نخست‌شهری سده با توجه به وسعت قابل توجه زمین‌های سده در مقایسه با شهرهای همجوار و راهبرد جذب مشاركت‌های بخش خصوصی و ایجاد زمینه‌های اشتغال در سده امری دور از واقعیت نیست. البته پدیده نخست‌شهری تبعات سوء نیز در بر دارد. به طور مثال به شهر تهران كه دارای این ویژگی است توجه كنید. همه فعالیت‌های مهم در آن تمركز یافته و سیاست‌مداران اكنون در صدد تمركززدایی از آن هستند. اما در صورت وقوع نخست‌شهری برای شهر سده، تبعات منفی آن متصور نیست.
از دیدگاه دیگر، برای تحقق این مفهوم از چشم‌انداز می‌توانیم اولین شهری باشیم كه به آن شهر كارآفرین اطلاق می‌شود. شهر کارآفرین، شهری است كه در آن روحیه و شور و شوق آفرینندگی و سازندگی موج می‌زند و پیوسته نوآوری‌های متعددی در آن پدیدار می‌شود. شهرهای کارآفرین از یک سو باید زمینه‌های بروز خلاقیت و ابتکار را فراهم كنند و از سوی دیگر برای بکارگیری پدیده‌های جدید، بستر لازم را ایجاد كنند. در این شهرها بایستی افراد خلاق پرورش یافته و تیم‌های کارآفرین تشکیل داد و کوشید تا تفکر خلاق و نوآوری در شهر ترویج پیدا كند و به گونه‌ای عمل نمود که همه شهروندان در اندیشه خلاقیت و نوآوری باشند.
بی‌تردید با سیاست جدید شورای اسلامی شهر و شهرداری كه اجرای طرح‌ها و برنامه‌های شهر باید با مشاركت مردمی انجام پذیرد، گام‌های اولیه را به راحتی می‌توان برداشت. در جلسه هم‌اندایشی با بانوان شهر پیشنهاد شد از صاحب‌نظران كارآفرینی در شهر دعوت شود تا آموزش‌های ابتدایی انجام پذیرد. مطمئناً اگر موسسات آموزشی سده همراهی كرده و حجم قابل توجهی از آموزش‌های خود را به كارآفرینی اختصاص دهند به زودی بارقه‌های كارآفرینی مشاهده خواهد شد. شهرداری هم عزم نموده است تا طرح‌های توسعه شهری را با مشاركت شما همراهان گرامی به انجام برساند. پس برخی از شرایط به راحتی فراهم می‌شود.
خواهش اینجانب بر این است كه ابیات ابتدای این پیام را بارها زمزمه كنیم و بگوییم «ز كارآفرین كارها ساخته است»، «چو گویم كز این به شوم، به شوم». در همین‌جا از" دوست هوادارمان" سپاسگزارم. چون اولین گام خلاقیت را برداشته و پیشنهادی جالب به شهرداری داده‌اند كه در صورت اجرا اولین نوآوری بی‌نظیر در تحقق چشم‌انداز شهر در بین همه شهرهای كشور است. شما هم خلاقیت‌های خود را نشان داده و پیشنهادهای كارساز و البته شدنی (با توجه به محدودیت منابع و امكانات) ارائه دهید.
از «شهروند» گرامی سپاسگزام چون نگاه ما را به نكات ارزشمندی معطوف ساختند. ما در تدوین بیانیه چشم‌انداز تلاش كردیم به این نكات دقت كنیم كه در آینده توضیح داده خواهد شد. با این حال، پشنهادهای اصلاحی شما در بیانیه ما را سریع‌تر به سر منزل مقصود می‌رساند. بی‌صبرانه منتظر دیگر نظرات همه همراهان ارجمند هستیم. از «راز» هم سپاسگزارم. اگر پیشنهادی بدهند كه چشم‌انداز جذاب‌تر شود، مطمئن هستم كه قانون جذب كار خود را خواهد كرد. در پاسخ به جناب آقای «محمدرضا» باید عنوان كنم كه چشم‌اندازهای دیگری هم نوشته شد و از بین آنها سناریوی موجود انتخاب گردید كه پس از بارها اصلاح به شكل حاضر درآمد. برای مثال، دو سناریوی دیگری كه نوشته شده بود، ارائه می‌شود:
1.     سده لنجان شهری با درامدهای پایدار و ایمن، پیشرو در فضاهای متنوع شهری، آیین‌ها و فرهنگ‌های الهام‌بخش، مبتنی بر پایه علم و فناوری‌های نوین
2.     شهری است دوستدار محیط‌زیست و بهره‌ور از موهبت‌های خدادادی با حفظ و توسعه آیین‌های بومی-مذهبی و محیطی ایمن، آرام، سالم، و نشاط‌آور، برخوردار  از الگوهای انسانی سرآمد و ثروتمند در استان.


شكیبا باشید كه روشنی در پایان راه است.
با آرزوی كامرانی و كامكاری شما
بهروز نصرآزادانی

 




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , شهرداری , مدیریت , برنامه ریزی استراتژیک , شهر کارآفرین , چشم انداز1404 سده لنجان ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 18 تیر 1391

در طول برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا، یکی از رخدادهای مهم، به تصویر کشیدن حالات گوناگون بینندگان تیم‌‌ها با دوربین‌های تلویزیونی بود.

به گزارش «تابناک»، زوم کردن دوربین‌های تلویزیونی روی برخی بینندگان، گاه آنان را چنان به وجد می‌آورد که در لحظه‌ای اختیار خود از کف داده و حالات عجیبی از خود نشان می‌دادند و برخی هم بی‌توجه یا کم توجه به دوربین با بی‌تفاوتی و یا به لبخندی بسنده می‌کردند.

بنا بر این گزارش، در این میان نکته‌ای که به چشم می‌خورد، شیوه گزینش تماشاگرانی بود که از میان آن همه بیننده به تصویر کشیده می‌شدند؛ افرادی که یا چهره‌ای عجیب و غریب و غیر عادی برای خود درست کرده بودند و یا حالتی غیر عادی و رفتاری غیر معمولی داشتند تا مورد توجه قرار گیرند.

اما نکته‌ای که گویا وجه مشترک آنان با بیشتر سیاستمداران و دولتمردان ایران کنونی است؛ افرادی که پیش از آنکه کار و فعالیت برای مردم برایشان مهم باشد، مورد توجه و در رسانه و تلویزیون بودن برایشان مهم است و درست مانند تماشاگران یورو، یا کار غیر معمولی انجام می‌دهند و یا سخنانی عجیب بر زبان می‌رانند و یا مواضعی شگفت در پیش می‌گرفتند.

این سیاستمداران ایرانی که در رفتار عجیب و غریب و مواضع نامعمول خود با تماشاگران یورو شبیه می‌شوند، از یک نکته غافلند و آن اینکه آنان با تماشاگران یورو تفاوتی اساسی دارند.

حالتی‌های عجیب، مواضع غریب و رفتارهای نامعمول یک تماشاگر فوتبال هزینه‌ای را به کسی تحمیل نمی‌کند و مایه عذاب ملتی نمی‌شود، اما وقتی سیاستمداری وطنی برای جلب توجه، مواضعی عجیب و بی‌فایده به ویژه در عرصه بین‌المللی می‌گیرد و رفتار‌هایی غریب از خود بروز می‌دهد، ممکن است تا ماه‌ها و سال‌ها، پیامدهای این گونه رفتار و گفتاری را که عموما از منطق و تعقل هم به دور است، مردم تحمل کنند و هزینه‌هایی کلان بپردازند، تنها به خاطر اینکه یک سیاستمدار و دولتمرد ایرانی، خواسته است خودی نشان دهد و در معرض دید قرار بگیرد.

در این باره باید افزود که البته دوربین‌های تصویربردارهای یورو‌ گاه هم بر تماشاگرانی متمرکز می‌شد که نه حالت عجیبی داشتند و رفتار غریبی، بلکه در شرایطی که برای تیمشان بحرانی بود، به شدت و جان و دل تیمشان را تشویق می‌کردند این‌ها هم در مرکز توجهات بودند.

در میان سیاستمداران کنونی ایران، کسانی که به واسطه تلاش و تعصب ملی و میهنی برای ساخت کشور در مرکز توجهات قرار بگیرند، کمتر یافت می‌شود. کسانی که دور از دوربین‌ها، به کار ساختن کشور در زمان‌های بحرانی مشغول هستند، اینان اکنون در کشور ما نادر هستند.

کسانی که سرانجام دوربین‌ها به سراغ آنان خواهند رفت و در کتاب ها نام‌هایشان نوشته خواهد شد. نمونه چنین افرادی در تاریخ نزدیک ایران بسیار بودند، کسانی که اکنون همه جا نبودشان مشخص است و همه از نبود آنان سخن می‌گویند. کسانی که رفتند و نامشان جاودانه شد بی‌تمنای دوربین، بی‌آنکه هزینه خود را بر دوش ملت تحمیل کنند. آنان که سرانجام زنده‌اند و از پروردگار خود روزی می‌گیرند.

منبع: سایت تابناک




:: مرتبط با: سیاسی ,
:: برچسب‌ها: سیاست , سیاستمدار , یورو2012 ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 16 تیر 1391

دانلود شعر بسیار زیبای سپهر بایگان با صدای دلنشین استاد شهریار

برای دانلود فایل صوتی  اینجا  را کلیک کنید

متن شعر:

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند

ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎کند

نای ما خاموش ولی این زهره‎ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می‎کند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می‎کند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می‎کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می‎کند

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می‎رسد با من خزانی می‎کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می‎کند با ما نهانی می‎کند

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‎کند

شهریار




:: مرتبط با: شعر و ادب ,
:: برچسب‌ها: استاد شهریار , غزل , سپهر بایگان , ادبیات , شعر ,
ن : حسین ادیبی
ت : پنجشنبه 15 تیر 1391

امروزه ترسیم و دستیابی به چشم‌انداز برای شهرها نه یک انتخاب، بلکه به یک ضرورت است که سده لنجان نیز از آن مستثنی نیست. چرا که بدون داشتن تجسمی از آینده، سرنوشت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر دستخوش سلیقه‌های گونه‌گون و تصمیمات بوقلمونی خواهد شد (سالیان درازی است که این نکته را تجربه کرده‌اید).

اما چشم‌انداز چیست؟
چشم‌اندازی که هر مدیریت شهری برای شهر خود ترسیم و انتخاب می‌کند، نشان‌دهنده موقعیتی است که می‌خواهد در چند سال آینده در آن قرار گیرد. از زاویه‌ای دیگر، چشم‌انداز نشان‌دهنده آینده و سرنوشت ایده‌آلی است که شهروندان در آرزوی رسیدن به آن هستند. برایسون به عنوان یکی از صاحب‌نظران مدیریت راهبردی، چشم‌انداز را توصیف روشن و فشرده‌ای از سیمایی که شهر در آینده و پس از به فعلیت درآمدن کلیه توان‌های بالقوه‌اش پیدا خواهد کرد، تعریف می‌کند.
چشم‌انداز، دورنمایی از شهر است که هم جامع باشد، و هم در بیان، ساده و روشن. بایستی هم جنبه شعاری داشته باشد، و هم این که بتواند شعور و انگیزه و هماهنگی دلخواه را در همسو کردن فعالیت‌های شهروندان و مدیریت شهری فراهم کند. بااین اوصاف، بسیاری از چشم‌اندازها تقریباً به آرزوها و رویاهایی درباره این که چگونه می‌توان بود، شباهت دارند. نظیر تبدیل شدن به شهری با بهترین کیفیت زندگی. پس به علت ایده‌آل بودن بیانیه چشم‌انداز نباید رسیدن صد در صدی آن مد نظر شهروندان باشد، بلکه همواره با توجه به ایده‌آل بودنش باید حرکت به سوی کیفیت بهتر زندگی را آسان کند. یعنی جهت و مختصات حرکت را مشخص می‌کند.
بیانیه‌های چشم‌انداز اغلب بر احساسات انسان چنگ انداخته، ذهن انسان را از وضع موجود، به آنچه می‌تواند باشد، می‌کشاند. چشم‌انداز همانند اهداف و مقاصدی نیست که به راحتی بتوان آن را با اعداد و ارقام به صورت کمّی بیان کرد، ولی پیشرفت به سمت آن را می‌توان حس کرد. قدرت انگیزه‌بخشی چشم‌انداز بسیار زیاد است. چشم‌انداز دلیلی احساسی برای آنچه انجام می‌دهیم فراهم می‌کند. بیانیه‌های چشم‌انداز سه شهر زیر را مطالعه کنید و آن را با چشم‌انداز سده لنجان مقایسه کنید:

چند نمونه چشم‌انداز
چشم‌انداز آدیس‌آباباساختن شهری سالم و مکانی آرام برای ساکنان و یک مرکز کارا و مؤثر در زمینه رشد اقتصاد ملی و انجام وظیفه به عنوان پایتخت سیاسی افریقا.
چشم‌انداز جده با سرمایه‌گذاری روی موقعیت بی‌نظیر جده به عنوان دروازهدو شهر مقدس، این شهر می‌خواهد مرکز فرهنگی اسلامی در کلاس جهانی و مقصد گردشگری و تجاری جهانی شود که از ویژگی زیست‌محیطی و انسانی متمایز در بستر توسعه پایدار شهری بهره می‌برد.
چشم‌انداز لاس‌وگاسیک شهر جهانی، پر طراوت، تفریحی، متنوع از لحاظ نژادی و اقتصادی، شهر پیشرفته‌ای که شهروندان احساس امنیت می‌کنند، با همسایگانشان خوش می‌گذرانند و به حکومتشان دسترسی دارند.
همان‌گونه که می‌بینید…….برای خواندن بقیه نوشته بر روی بیشتر بخوانید کلیک نمایید….. همه چشم‌اندازها کاملاً کلی‌گویی است و سعی دارند شهرشان را از دیگر شهرها متمایز کند. مشخصات ریز و جزئیات در چشم‌انداز این شهرها جایی ندارد. حال ببینیم چشم‌انداز سده لنجان چیست و ویژگی‌های آن چیست؟
 
چشم‌انداز سده لنجان
سده لنجان، نخست‌شهر کارآفرین ایران‌زمین
شهری است پاک و امین، با مردمانی سرآمد که پیام‌آوران فرهنگ و دین‌اند و صاحبان سرمایه‌ و کارآفرین. شهری که آیین‌نهاد است و آیینه‌نماد، پاسدار آیین‌ها و سنت‌ها، با سیمایی درخشان از آب و آیینه. سده لنجان با زمین‌های زرخیزش، دوستدار محیط‌زیست است و برای گردشگران آرام و نشاط‌انگیز. شهری پیشرفته با شهروندانی فرهیخته که زبان‌زد است به شهرآیین ایران‌زمین.

 ویژگی‌های چشم‌انداز سده لنجان عبارت است از:

۱) الهام‌بخش: آیا شهر پاک و امین که برگرفته از آیات قرآنی است، الهام‌بخش است؟

۲) روشن و فشرده: آیا این بیانیه طولانی و نامفهوم است؟

۳) متمایزکننده شهر: آیا شهر دیگری دارای این چشم‌انداز هست؟

۴) تعلق همگانی: آیا این چشم‌انداز متعلق به گروه خاصی است یا برای همه مردم؟

۵) برپایه ارزش‌ها و باورها: آیا با دین و فرهنگ مردم سده سازگار است؟

۶) متمرکزکننده فعالیت‌ها: آیا کارها و فعالیت‌های مختلف شهرداری و شهروندان را همگرا می‌کند؟

۷) قابل یادآوری: آیا محورهای بیانیه را می‌توان به خاطر سپرد یا به زودی فراموش می‌شود؟

 بی‌تردید پاسخ این پرسش‌ها پیشاپیش داده شده و گام به گام در اختیار همگان گذاشته خواهد شد. اما پیش از آن که مطالب دیگری را با شما همراهان و گرامیان در میان بگذاریم، خواهشمندم با توجه به این نکته که دستیابی به چشم‌انداز با انتظارات بلندمدت همخوانی دارد نه با معجزات کوتاه‌مدت، نقدی سازنده بر روی پرسش‌های فوق ارائه نموده و بفرمایید بیشتر چه توضیحاتی درباره چشم‌‌انداز مورد نیاز است تا بر اساس آن، مطالب بیشتری منتشر گردد. بهبود چشم‌انداز شهر و اجرای موفقیت‌آمیز طرح‌ها و برنامه‌های مربوط به آن منوط به اراده عمومی و نیازمند همدلی، اتحاد و جانشین شدن تمنیات فردی و خودرایی است.

 

شکیبا باشید که روشنی در پایان راه است.

با آرزوی کامیابی و شادکامی شما

بهروز نصرآزادانی




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , ویژگی های چشم انداز , مدیریت شهری , مدیریت استراتژیک , چشم انداز 1404 سده لنجان ,
ن : حسین ادیبی
ت : سه شنبه 13 تیر 1391

شهر کار افرین ،مدیریت شهری کار افرین،شهرداری کارافرین

 كارآفرینی امروزه به عنوان راهكاری مورد اقبال عمومی در جهت بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی کلیه آحاد جامعه مطرح گردیده وپتانسیلهای موجود درمحیط زندگی ،تکلیف مدیران شهری را دربهره گیری خلاقانه از این ظرفیتها دوچندان کرده وشهر با فرصتهای خاک خورده فراوان شایستگی آن را دارد که با تکیه برنگرشهای نوین کارآفرینانه در جهت ارتقاء زندگی شهروندان تحت مدیریت شهری قرارگیردكارآفرینی نه تنها به عنوان یك نیروی محرك و سازنده اقتصادی، بلكه در بعدی گسترده‌تر به عنوان یك عامل پویای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. كارآفرینی علاوه بر نقشی كه در گسترش فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی، كاهش بیكاری، افزایش مهارتهای تولیدی و بازرگانی و نیز سودآوری اقتصادی دارد، در سطح اجتماعی نیز یك عامل متحول كننده و پویاست. گسترده شدن شبكه اجتماعی، افزایش مهارتهای شهروندان، استفاده بهینه از منابع و ... از جمله بهره‌هایی است كه از توسعه فعالیتهای كارآفرینی به بدنه جامعه می‌رسد. طبیعتأ مدیریت شهری به عنوان نهادی كه مستقیمأ با شهروندان و وضعیت اجتماعی و اقتصادی آنها سروكار دارد، از این مزایا منتفع خواهد شد. فرصتهای بالقوه کارآفرینی در شهر - فرصتهای ناشی از ورود گردشگران - فرصتهای مربوط به صنایع تبدیلی تولیدات کشاورزی حومه شهر -فرصتهای مربوط به صنایع و گارکاه های کوچک موجود در شهر -فر صتهای مرتبط با کسب و کارهای خانوادگی وفامیلی شهر - فرصتهای مربوط به بخش ساخت وسازو عمران شهری مزیتهای بهره گیری از فرصتهای کارآفرینانه : الف- ایجاد اشتغال عمومی ب- توسعه كارآفرینی میان شهروندان پ- تشویق فعالیتها به سمت فعالیتهای مولد ت - تشکیل وانباشت سرمایه های اجتماعی ج- ارائه فرصتهای كار در خدمات شهری ح- ایجاد سرمایه مالی، اجتماعی، هنری و محیطی خ- كمك به توسعه كارآفرینی توسط مدیریت شهری د- كمك به توسعه كارآفرینی توسط مدیریت شهری ذ- استفاده از تجهیزات شهرداری دراوقات غیرفعال ر- مشارکت بیش از پیش وعملی شهروندان در مدیریت شهری ز- ایجاد زمینه خود اتکایی و تامین بیشتر منابع مالی شهرداری ژ- کمک به افزایش سرمایه گذاری وافزایش سرمایه مالی شهروندان ومجموعه شهر بطور کلی كارآفرینی سبب ایجاد چهار نوع سرمایه می‌شود: سرمایه مالی، سرمایه اجتماعی، سرمایه هنری و سرمایه محیطی . سرمایه مالی،: ایجاد ثروت را نشان می‌دهد كه نتیجه یك كسب و كار انتفاعی است. سرمایه اجتماعی :منابع جامعه را نشان می‌دهد كه نوعأ نتیجه كارآفرینی اجتماعی است. سرمایه هنری :چیزهای ناملموس تری را نشان می‌دهد كه زندگی شهروندان را پرنشاط کرده و احساس رضایت درونی را ایجاد می‌كند. سرمایه محیطی نیز با پایداری منابع طبیعی سروكار دارد. توجه به این چهار نوع سرمایه كه مستقیمأ به درون جامعه و بستر زندگی شهروندان وارد می‌شود، به مدیریت شهری راهكاری برای مبارزه با بسیاری از معضلات و ناكارآیی‌های شهری را می‌دهد که شهروندانی شاداب ومدیریت شهری پویا وموفق داشته باشیم بسترهای مورد نیاز برای كارآفرینی در مقیاس مدیریت شهری:

برای ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

منبع: حامد شهبازی با اندکی تصرف


ادامه مطلب

:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: مدیریت شهری , شهر کار آفرین , مدیریت شهری کار آفرین , شهرداری کار آفرین , چشم انداز 1404 سده لنجان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 12 تیر 1391

با سلام به همه بزرگواران

بنده به عنوان مشاور برنامه ریزی شهرداری که گام به گام با نیروهای شهرداری در تدوین برنامه استراتژیک شهر همراه بوده ام، انشاءالله پس از عید سعید نمیه شعبان با کاهش برخی از گرفتاریهای شخصی به کمک کارکنان شهردای اقدام به تشریح و توضیح بیانیه چشم‌انداز و اهداف راهبردی شهر و همچنین شرح و بسط پروژه‌هایی که قرار است در شهر اجرا شود خواهم پرداخت.

این پروژه‌ها بدون گذشتن از محک نقد سازنده شما گرامیان به شیوه درست و بجا اجرا نخواهد شد. خواهشمندم کمیته چشم‌انداز شهر را همراهی کنید تا با ترویج فرهنگ مشارکت، روند پیشرفت سده با آهنگ پرشتابی عجین گردد.

برای نمونه، یکی از ایده‌هایی که نیازمند طرح دیدگاه‌های شما دارد، ساخت تندیس‌ها، نماها، نمادها، و حتی پارک بازی با مفهوم شهر پیغمبران است. به نظر شما

آیا می‌توان آیین‌هایی برگزار کرد که یادآور رسالت و آموزه‌های پیامبران اولوالعزم یا غیره باشد؟
آیا می‌توان پارک شهری‌ای توسعه داد که محوطه‌هایش برگرفته از وقایع دوران پیامبران باشد؟
آیا می‌توان بازی‌هایی طراحی و برگزار کرد که کودکانمان با ارزش‌های اخلاقی و رفتاری پیامبران و امامان‌مان بیشتر آشنا شوند؟
و صدها «آیا می‌توان» دیگر
طراحان اروپایی و آمریکایی با طرح چنین سوالاتی به افزایش مزیت‌های رقابتی برای شهرهای خود می‌پردازند. نگاهی به پارک‌های تفریحی و فضاهای شهری آنها بیندازید، همه پروژه‌های آنها دور یک مفهوم دور می‌زند. یکی از مفاهیم مطرح‌شده برای سده لنجان «شهر پیغمبران» است. تا این مفهوم توسط دیگران سرقت نشده، شتاب کنید تا آن را به مرحله اجرا درآوریم.

فانتظروا و انا من المنتظرین

خواهشمندم در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر با بنده یا اعضای کمیته چشم‌انداز تماس گرفته و در صورت داشتن ایده، طرح یا پیشنهاد آن را برای ما ارسال فرمایید.

از جناب آقای مسعود ناظم‌الرعایا خواهشمندم این مطلب را به صورت جداگانه در سایت خود انعکاس دهند تا دیدگاه‌های شما جداگانه ما را راهنمایی کند و در بین دیگر دیدگاه‌ها کم‌رنگ نشود.

با آرزوی کامیابی و شادکامی شما بزرگواران

bazadani@yahoo.com

برای آشنایی بیشتر با بنده نیز به وبلاگ زیر سری بزنید
http://iworks.blogfa.com




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: چشم انداز 1404 , مدیریت استراتژیک , برنامه ریزی , مهندس نصر آزادانی ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 11 تیر 1391
 

 


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.