تبلیغات
سپهر - مطالب مرداد 1391
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 خب می رفتی مشهد ، قم ،کربلا،  سوریه

مجبوری بودی بری آنتال ی ا !!!!!

وای به اون تسبیح حاج آقا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!




:: برچسب‌ها: ان تالیا , مسافرت , تفریح , سرگرمی , خنده بازار ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 29 مرداد 1391

آیینه در فرهنگ ایرانی نماد پاکی، راستی و صداقت است و به همین دلیل است که ایرانیان از آیینه در خانه، آئین‌ها و مراسم و حتی معماری بسیار استفاده می‌کنند. از آیینه در معماری به منزله عنصری تزئینی و به دلیل جذب نور بیشتر و ایجاد محیطی دل انگیز استفاده شده است. در واقع استفاده از آیینه در تزئین بنا یا معماری ابتکار هنرمندان ایرانی است و اوج شکوفایی هنر آیینه کاری در معماری دوره ی قاجاریه بوده است .آیینه کاری، این هنر تزیینی ایرانی ابتدا با نصب آیینه‌های بزرگ بر بدنه بنا چه درون و چه نمای بیرونی بنا استفاده می‌شد. این هنر که زمانی در تمامی خانه‌ها نما و جلوه داشته است امروز به دست فراموشی سپرده و به بناهای مذهبی محدود شده است. آینه و انعکاس نور در آن که تمثیلی از حضور و وجود خداوند است دیگر زینت‌بخش خانه‌ها نیست. آیینه‌کاری با ایجاد اشکال و طرح‌های تزینی منظم و بیشتر هندسی از قطعات کوچک و بزرگ آیینه در سطوح داخلی بنا فضایی درخشان پر تلألو پدید می‌آورد که حاصل آن باز تاب پی در پی نور در قطعات بی‌شمار آیینه و ایجاد فضایی پر نور دل انگیز و رویایی است .آینه یکى از عناصر مهم و تاثیر گذار دکوراسیونى نیز هست به گونه‌اى که کاربرد آن در برخى از فضاهاى ساختمان مانند سرویس‌هاى بهداشتى و اتاق خواب به عنوان عنصرى ثابت و جزء لوازم دکوراسیونى کاربردى آن مکان‌ها به حساب مى‌آید. علاوه بر آن از آینه براى زینت بخشیدن گوشه‌اى از فضاى خانه نیز استفاده مى‌کنند.آینه در صنایع دستى برخى از استان هاى کشورمان از جایگاه ویژه اى برخوردار است. آینه‌کارى بر روى پارچه‌ها و لباس‌هاى محلى و سنتى، رومیزى، روتختى و کوسن، دیوارکوب‌هاى پارچه‌اى و بسیارى دیگر از صنایع دستى از این قبیل هنوز هم به وفور دیده مى‌شود. علاوه بر صنایع دستى امروزه آینه‌ها در ساخت بسیارى از لوازم دکوراسیونى به سبک مدرن نیز کارایى دارد. از جمله آنها به میزها، ویترین‌ها، پایه‌هاى آباژور و لوازمى مانند آنها که آینه بخش اعظمى را در ترکیب ساختارى آنها تشکیل مى‌دهد مى‌توان اشاره کرد ولى با تمام این تفاسیر نقش کاربردى آینه در دکوراسیون داخلى از اهمیت بسزایى برخوردار است.http://www.aynehkari.com/امروزه همانگونه که روش‌های شیشه‌سازی بهبود یافته، آیینه‌ها جایگاه حرفه‌ای‌تری در هنر و معماری پیدا کردند. شیشه‌ها و آیینه‌های قوی‌تر، روشن‌تر و شفاف‌تر برای طراحان جذاب‌تر شده‌اند. شیشه‌های که از سمت بیرونی ساختمان ویژگی آیینه‌ای دارند، ظاهر و نمای متمایزی را برای ساختمان‌ها فراهم ساخته و به دلیل دفع گرما در طول تابستان، سیستم‌های سرمایشی و گرمایشی ساختمان را اثربخش‌تر کرده‌اند. استفاده از این نوع شیشه‌ها در ساختمان‌های اداری مرسوم شده است.با این مقدمه، قصد داریم ذهن شما را با کلیدواژه دیگری از چشم‌انداز سده لنجان آشنا کنیم: «شهر آیینه‌نماد». شهری که در آن از نمای ساختمان‌ها گرفته تا فضای داخلی مغازه‌ها و خانه‌ها همه و همه از آیینه جلوه دیگری به خود گرفته است. شهری که گردشگران برای دیدن هنر آیینه‌کاری که تجلی‌ساز نور خداوند و روشنایی دل مردم آنجاست، لحظه‌شماری خواهند کرد.دور نیست زمانی که بتوان تالار آیینه‌خانه را در سده لنجان برپا کرد. هر مدرسه، فرهنگ‌سرا، تالار یا اداره‌ای که در سده ایجاد می‌شود با آیینه تزیین شود. تندیس‌های مختلفی از جنس آیینه و آینه‌های محدب و مقعر مختلفی را برای سرگرمی در پارک‌های آن گذاشت. پارک آب و آیینه را برای تفریح کودکان شهر ایجاد نمود. می‌توان آب‌نماهایی که با آیینه تزیین شده‌اند را برای نشاط مردم سده طراحی و اجرا کرد. می‌توان دل مردم را آیینه‌ای کرد و در سده لنجان هر فرد مومنی، آیینه مومن دیگری باشد.مطمئنا اگر زمینه برای آموزش و احیای هنر آیینه‌کاری فراهم می‌شود این هنر شهری در سده رواج پیدا کرده و زمینه اشتغال و کارآفرینی برای آن ایجاد می‌شود. به عبارتی این کلیدواژه مکمل شهر کارآفرین و نیز شهر آیین‌نهاد خواهد بود. بی‌تردید با مطالعه مطالب قبلی شما می‌توانید توضیحات دیگری برای ما و شهروندان سده‌ای ارائه فرمایید.امیدوارم این مقدمه زمینه را برای طراحی شهری جذاب و بانشاط و دل‌انگیز در ذهن شما آماده کرده باشد. امیدوارم ذهن خلاق شما بتواند یاریگر مدیران شهر در ایجاد چنین فضاهایی در شهر باشد تا شهر سده به شهر آیینه‌نماد مشهور شود. منتظر ایده‌های نو و ابتکاری شما شهروندان، طراحان و ایده‌پردازان خلاق هستیم. و شما منتظر صحبت‌های بعدی ما برای تشریح چشم‌انداز باشید.

با آرزوی شادکامی و کامیابی شما

بهروز نصرآزادانی




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , شهرداری , چشم اداز1404 , مدیریت شهری , توسعه و پیشرفت , شهرآیینه نماد , دکوراسیون داخلی , مبلمان شهری ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 29 مرداد 1391

 
 در اولین جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بیابیم كه تا به حال با او آشنا نشده ایم، برای نگاه كردن به اطراف ایستادم،در آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن كوچكی را دیدم كه با خوشرویی و لبخندی كه وجود بی‌عیب او را نمایش می‌داد، به من نگاه می‌كرد. او گفت: "سلام عزیزم، نام من رز است، هشتاد و هفت سال دارم، آیا می‌توانم تو را در آغوش بگیرم؟" پاسخ دادم: "البته كه می‌توانید"، و او مرا در آغوش خود فشرد. پرسیدم: "چطور شما در چنین سن جوانی به دانشگاه آمده اید؟" به شوخی پاسخ داد: "من اینجا هستم تا یك شوهر پولدار پیدا كنم، ازدواج كرده یك جفت بچه بیاورم، سپس بازنشسته شده و مسافرت نمایم." پرسیدم: "نه، جداً چه چیزی باعث شده؟" كنجكاو بودم كه بفهمم چه انگیزه‌ای باعث شده او این مبارزه را انتخاب نماید. به من گفت: "همیشه رویای داشتن تحصیلات دانشگاهی را داشتم و حالا، یكی دارم." پس از كلاس به اتفاق تا ساختمان اتحادیه دانشجویی قدم زدیم و در یك كافه گلاسه سهیم شدیم، ما به طور اتفاقی دوست شده بودیم، ‌برای سه ماه ما هر روز با هم كلاس را ترك می‌كردیم، او در طول یكسال شهره كالج شد و به راحتی
هر كجا كه می‌رفت، دوست پیدا می‌كرد، او عاشق این بود كه به این لباس درآید و از توجهاتی كه سایر دانشجویان به او می‌نمودند، لذت می‌برد، او اینگونه زندگی می‌كرد، در پایان آن ترم ما از رز دعوت كردیم تا در میهمانی ما سخنرانی نماید، من هرگز چیزی را كه او به ما گفت، فراموش نخواهم كرد، وقتی او را معرفی كردند، در حالی كه داشت خود را برای سخنرانی از پیش مهیا شده‌اش، آماده می‌كرد، به سوی جایگاه رفت، تعدادی از برگه‌های متون سخنرانی‌اش بروی زمین افتادند، آزرده و كمی دست پاچه به سوی میكروفون برگشته و به سادگی گفت: "عذر می‌خواهم، من بسیار وحشتزده شده‌ام بنابراین سخنرانی خود را ایراد نخواهم كرد، اما به من اجازه دهید كه تنها چیزی را كه می‌دانم، به شما بگویم" او گلویش را صاف نموده و‌ آغاز كرد: "ما بازی را متوقف نمی‌كنیم چون كه پیر شده‌ایم، ما پیر می‌شویم زیرا كه از بازی دست می‌كشیم، تنها یك راه برای جوان ماندن، شاد بودن و دست یابی به موفقیت وجود دارد، شما باید بخندید و هر روز رضایت پیدا كنید."
"ما عادت كردیم كه رویایی داشته باشیم، وقتی رویاهایمان را از دست می‌دهیم، می‌میریم، انسانهای زیادی در اطرافمان پرسه می‌زنند كه مرده اند و حتی خود نمی‌دانند، تفاوت بسیار بزرگی بین پیر شدن و رشد كردن وجود دارد، اگر من كه هشتاد و هفت ساله هستم برای مدت یكسال در تخت خواب و بدون هیچ كار ثمربخشی بمانم، هشتاد و هشت ساله خواهم شد، هركسی می‌تواند پیر شود، آن نیاز به هیچ استعداد خدادادی یا توانایی ندارد، رشد كردن همیشه با یافتن فرصت ها برای تغییر همراه است." "متأسف نباشید، یك فرد سالخورده معمولاً برای كارهایی كه
انجام داده تأسف نمی‌خورد، كه برای كارهایی كه انجام نداده است"، او به سخنرانی اش با ایراد «سرود شجاعان»پایان بخشید و از فرد فرد ما دعوت كرد كه سرودها را خوانده و آنها را در زندگی خود پیاده نماییم. در انتهای سال، رز دانشگاهی را كه سالها قبل آغاز كرده بود، به اتمام رساند، یك هفته پس از فارغ التحصیلی رز با آرامش در خواب فوت كرد، بیش از دو هزار دانشجو در مراسم خاكسپاری او شركت كردند، به احترام خانمی شگفت‌انگیز كه با عمل خود برای دیگران سرمشقی شد كه هیچ وقت برای تحقق همه آن چیزهایی كه می‌توانید باشید، دیر نیست.




:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: داستان رز ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 27 مرداد 1391

سلام زلزله
دیروز که آمدی من ولیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم …
فرصت افطار را هم ندادی این همه عجله ات برای چه بود ؟

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر به نام سقف بر سرمان انباشته بودپیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و …
حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس آبجی من هستم
ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من

می دانی زلزله ، ما که رفتیم ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدندهم آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیمشان.لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
ولی ما دیگه نبودیم ، تازه روزه هم بودیم.
لودر که می دانی چیست؟همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه
از آن استفاده می کنندودر روستا ها برای برداشتن آوار از سر مردم
مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهندو دستور داده اند که خیلی خیلی خیلی سریع باشد.همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدربرای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردندکاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودندتا پدر خانه بهتری برایمان می ساخت
تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند.
وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی این آوار را

نمی دانم زلزله
شاید برای دادن وام ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند

می دانی زلزله!با آمدن تو ، روستای ما را شناختندمی گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟
راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟می دانی زلزله به چه فکر می کنم ؟به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی
و به زنده های لودر و کمپوت ندیده
به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینندتا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارنددلم برای لیلا و حمید و مریم های بعدی می سوزد

می دانی زلزله
ما که رفتیم
ولی خدا کند روزی بنویسند :
ز مثل زندگی

 

برگرفته از سایت ناظم سرا




:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: زلزله , آذربایجان , آوار , زندگی , روستا ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 27 مرداد 1391

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سكوت كند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا  خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....
محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود. هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از
سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود. 

نكته درسی:

اگر شب در حال درس یا مطالعه بودید حتما درب را باز بگذارید و در اطاقتان هم حتما شمع داشته باشید .
چون برق با كسی شوخی ندارد


  نکته اخلاقی:

چرا یک  طلبه نمی تواند در اتاقی که یک خانم هم حضور دارد مثل آدم بخوابد تا با 10 تا انگشت سوخته صبح نکند؟؟!؟!؟  


نکته کنکوری:

 اگر  پس از سوزاندن 10 تا انگشت هنوز صبح نشده بود، چه جای دیگری را باید می سوزاند؟؟؟!!!؟؟




:: مرتبط با: حکایت و حدیث ,
:: برچسب‌ها: حکایت , طلبه جوان و دختر فراری , شاه عباس , میرداماد ,
ن : حسین ادیبی
ت : سه شنبه 17 مرداد 1391

منوچهر احترامی داستان نویس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 دیده از جهان فروبست .
متن زیر داستان كوتاهی از اوست.  
                     
  مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند     

قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند 

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند 

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن  به دنیا می آیند تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خوردهمی شوند یا دشمنانشان!




:: مرتبط با: شعر و ادب , حکایت و حدیث ,
:: برچسب‌ها: منوچهر احترامی , داستان , کودک ,
ن : حسین ادیبی
ت : سه شنبه 17 مرداد 1391

چشم‌انداز: شهر آیین‌نهاد چه شهری است و كجاست؟
 
شنیدم ز دانای فرهنگ‌دوست                   که زی هرکس آیین شهرش نکوست (اسدی)
 
یكی از كلیدواژه‌هایی كه در بیانیه چشم‌انداز شهر سده لنجان رخ‌نمایی می‌كند، عبارت است از «شهر آیین‌نهاد» كه هدف از این گفتار تعریف و تبیین دیدگاه ما نسبت به این كلیدواژه است. امید می‌رود كه ما را در گسترش این مفهوم یاری كنید. بدون شك از تأثیر مراسم‌ها و آیین‌های مردمی در شكل‌گیری الگوهای رفتاری مردم آگاهید، و می‌دانید فراهم ساختن فضاهای مناسب برای برگزاری آیین‌های مختلف، چه تأثیر شگرفی در محیط شهر و روحیه شهروندان خواهد گذاشت. اما ما برای تشریح مفهوم «شهر آیین‌نهاد» از معانی مختلف واژه آیین در لغت‌نامه دهخدا بهره می‌گیریم:
 
سیرت. رسم. عرف. عادت. روش. خلق. خصلت. خوی. منش:
با توجه به این معانی، سده لنجان شهری است كه آداب و رسوم و منش‌های خاصی در آن نهادینه شده است. به دلیل وجود اقوام مختلف در شهر و وجود تنوع فرهنگی هر یک از این اقوام كه دارای آداب و رسوم متفاوتی هستند، می‌توان هر ساله آیین‌های باشكوهی در شهر اجرا کرد تا جایی که گردشگران بیشماری جهت تماشای این آیین‌ها به سده سرازیر شوند.

شرع. شریعت. دین. سنت:
از این معنی به سادگی استنباط می‌شود كه منظور از شهر آیین‌نهاد، شهری است كه در آن دین اسلام و شریعت حضرت محمد (ص) در آن اشاعه یافته و بر اندیشه، گفتار و رفتار شهروندان سایه انداخته است. به بیان دیگر، فرهنگ شهروندی سده لنجان نشأت گرفته از آیین‌های اسلامی بوده و خواهد بود. در این راستا، فعالیت‌های فرهنگ‌سازی متنوع و متعددی باید با مشاركت مردم در شهر به اجرا درآید. برگزاری آئین‌های فرهنگی ویژه در راستای رشد و تكامل شهر از جمله راهبردهایی است كه برای محقق شدن این مفهوم تعریف شده است.
ز خوردن همه روز بربسته لب            به پیش جهاندار برپای شب
همان بر دل هر کسی بود دوست      نماز شب و روزه آیین اوست (فردوسی)

 اسباب. وسائل. آلات. ادوات:
شهر سده لنجان، شهری است كه در آن وسایل و اسباب و مبلمان شهری در آن استقرار یافته است و همه شهروندان می‌توانند از آنها استفاده كنند. استقرار اسباب بازی كودكان، مبلمان شهری برای سالمندان، وسایل نشاط بانوان و غیره از جمله اهدافی است كه در زیر این مفهوم در برنامه راهبردی شهر محقق خواهد شد.

 قاعده. قانون. نظم. ترتیب:
شاید مهمترین معنی برای آیین‌نهاد عبارت باشد از شهری كه در آن نظم و قانون نهادینه شده باشد. شهری كه در آن شورای اسلامی شهر و مدیریت شهری تلاش می‌كند قوانین خوبی را برای شهر وضع نموده و آن را نهادینه سازد.  نهادینه‌سازی فرهنگ شهروندی و قانون‌مداری در شهر، هدف كلانی است كه از این معنی گرفته شده است. آگاه‌سازی شهروندان از قوانین، مقررات و ضوابط شهری و شهرداری هم از جمله راهبردهایی است كه برای دستیابی به این منظور تعریف شده است.
بکوشید و آیین نیکو نهاد       بگسترد بر هر سوئی مهر و داد (فردوسی)
نباید به رسم بد آیین نهاد    که گویند لعنت بر آن کاین نهاد (فردوسی)

 آذین. شهرآرای:
مطمئناً شهری كه در ایام و مناسبت‌های خاص در آن آذین‌های شهری مختلفی مشاهده شود، جذابیت‌های زیادی برای شهروندان و افرادی كه قصد سفر به آن را دارند ایجاد می‌كند. اگر برگزاری آیین‌های جمعی و بستن آذین‌های متمایز در شهر نهادینه شود هر ساله گردشگران بی‌شماری را به سمت شهر خواهد كشید. نمادینه‌سازی سیما و منظر شهر و افزایش میزان اشتهار شهر در بعد استانی، ملّی و بین المللی نیز هدف كلان دیگری است كه در برنامه راهبردی شهر با توجه به این مفهوم تعریف شده است.
چو آیین‌ها بسته شد در سرای            نه کم بد سرای از بهشت خدای شمسی (یوسف و زلیخا).

اَدَب. آداب. مراسم:
و در آخر، شهری كه در آن ادب و آداب مختلف ترویج و گسترش یافته و رفتار شهروندان براساس آنها شكل گرفته باشد، نمونه و سرآمد خواهد شد. در شهری كه همه شهروندان از آداب سخن گفتن، آداب معاشرت، آداب غذا خوردن، آداب دوستی، و هزاران آداب دیگر آگاه باشند، محبت فراگیر خواهد شد. مدینه فاضله‌ای كه علما می‌گفتند براساس حاكمیت علم ایجاد می‌شود قرن‌هاست رنگ باخته و منسوخ شده، و جای خود را به حاكمیت محبت داده است.
شهر سده لنجان برای این كه به شهری پیشرفته تبدیل شود و برای این كه شهروندانش به مردمانی سرآمد و پیام‌آور فرهنگ و دین بدل شوند باید آیین‌های گوناگون را با معانی فوق در گفتار و رفتار خود چه در بُعد فردی و چه در ابعاد اجتماعی به منصه ظهور برسانند. برگزاری آیین‌های مختلف هم پاسداری از داشته‌های گذشته شهر است، هم روی آوردن به دستاوردهای نوین و همچنین گذاشتن این دستاوردها در قالب‌های نمادین برای ماندگاری در گذر تاریخ و سپردن به آیندگان.
خواهشمند است در شناسایی، تعریف و برگزاری برنامه‌ها و آیین‌های مختلفی كه می‌دانید سده لنجان را در مسیر رشد و پیشرفت كمك خواهد كرد، شورای اسلامی شهر و شهرداری را یاری كنید. همچنین از همراهان ارجمندی كه با نقدهای سازنده خود در نوشته‌های پیشین ما را راهنمایی كردند، سپاسگزاریم. از آنجا كه این نوع تبادل نظر و مشاركت در تدوین برنامه‌های اجرایی در كشور كم‌نظیر و حتی بی‌نظیر است و تدوین برنامه شهر سده با رویكرد مشاركتی در حال انعكاس به دیگر شهرهاست، خواهشمند است با نقدهای سزاوار، خود، شهر خود و این تجربه را پرآوازه كنید.
 
بهروز نصرآزادانی

 




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , مدیریت شهری , چشم انداز1404 , شهر آیین نهاد , شهر آب و آیینه , برنامه ریزی استراتژیک ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 6 مرداد 1391

جوامع یا سازمان ها یا سیستم هایی كه دارای چشم انداز هستند و سیستمها یا سازما نها و كشورها و جوامعی كه فاقد چشم انداز هستند چه تفاو تهایی با هم دارند. اگر این موضوع به طور كامل شكافته شود آن موقع ما متوجه میشویم كه اقدامات بعدی ما چگونه  باید باشد. جوامعی كه دارای چشم انداز هستند، هم جهتی، همسویی، هم راستایی، هماهنگی و همافزایی دارند. به این معنا كه آینده ای را برای خودشان متصور شده اند و همه افراد مشاركت كرده اند و این تصویر آینده را طراحی كرد ه اند و نگاه آنها، یك نگاه رو به جلو بوده است. در حقیقت، هم نگاه آنها رو به جلو بوده است، هم تفكر رو به آینده بوده و هم برنامه ریزی آینده محور بوده است. وقتی كه این مولفه ها وجود دارد، در صورتی كه بخواهیم آن جامعه را ارزیابی كنیم، فقط بر اساس شاخص های گذشته نگری و شاخص های عملكرد ارزیابی نمی كنیم بلكه شاخص های هادی، شاخص های هدف و شاخص هایی كه در تصویر آینده طراحی كرده ایم، مبنا قرار می دهیم. می توان در این زمینه یك مثال عینی را مطرح كرد. ما یك شركت یا یك بنگاه یا سازمان یا كشوری را در نظر بگیریم.
می گوییم در سال گذشته رشد اقتصاد كشور یا سیستم یا بنگاه فرضا 4 درصد بوده است. سال قبل از آن هم عدد 2 درصد بوده است و سال قبل تر از آن هم رشد، یك درصد  بوده است. پس وقتی 4 درصد را نسبت به شاخص های گذشته خودش كه دو سال  قبل و سه سال قبل بوده است، مقایسه می كنیم می فهمیم كه رشد داشته است. اما این وضع مربوط به جوامعی است كه فاقد چشم انداز هستند. اما اگر جامعه ای دارای چشم انداز باشد، وضع فرق می كند.
مثلا در سند چشم انداز ایران 1404 هجری شمسی گفته شده است كه ایران باید قدرت اول اقتصادی منطقه باشد. اگر می خواهد قدرت اول اقتصادی منطقه باشد، رقبایش كه ساكت نیستند. رقبای منطقه ای ایران  هم دارند فعالیت می كنند. پس در یك رقابت پویا قرار م یگیرد. باید رشد ایران6/8 درصد باشد تا به آن هدف برسد. وقتی كه شاخص هدف 6/8 درصد باشد، آن شاخصی را كه در عملكرد به آن رسید ه ایم و در حد 4 درصد است، این عقب ماندگی ما را نسبت به 6/8 درصد نشان می دهد. پس تفاوت یك جامعه چشم انداز محور با جامعه ای كه فاقد چشم انداز است، تفاوت در چگونگی ارزیابی حركتها، عملكردها، اثر بخشی آنها و انتخاب شاخص ها است و چگونگی نگاه كردن به انتخاب اهداف و شاخص ها برای فعالیت است.

منبع: دکتر علی مبینی دهکردی




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , چشم انداز1404 , برنامه ریزی استراتژیک , مدیریت شهری ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 4 مرداد 1391
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.