تبلیغات
سپهر - مطالب آذر 1391
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

از سلسله مطالبی كه «فوربس» منتشر می‌كند و جنبه آموزشی دارد، این‌بار این نشریه معتبر مدیران را هدف قرار داده است تا به آنها بیاموزد چه بگویند و چه نگویند.


9چیزی كه یك رئیس هرگز نباید به كارمندش بگوید!


۱. «حقوق شما را من می‌دهم پس هركاری می‌گویم باید انجام دهید.»

این عبارتی دیكتاتورمابانه است. تهدیدها و بازی‌هایی از این دست راه مناسبی برای برانگیختن حس سخت‌كوشی كارمندان یا نشان دادن قدرتتان به آنها نیست. مدیران بزرگ كارمندان خود را تشویق می‌كنند، به آنها انگیزه می‌دهند و حتی از آنها استفاده می‌كنند بدون اینكه به چنین عبارت‌هایی نیاز داشته باشند. رهبران خوب نیازی به تهدید كردن ندارند. این عبارت به صورت غیرمستقیم یعنی اینكه اگر هركاری می‌گویم انجام ندهید شما كارتان و در نتیجه حقوقتان را از دست خواهید داد. درواقع عصر برده‌داری سال‌هاست به پایان رسیده است.

 
۲. «شما باید سپاسگزار باشید كه چنین مزایایی دریافت می‌كنید. شركت‌های دیگر فقط بوقلمون یخ‌زده به كارمندان خود می‌دهند.»

 
خب البته نیاز به توضیح نیست كه به جای «بوقلمون یخ‌زده» می‌توان هرچیزی دیگری برحسب موقعیت قرار داد. یك رئیس عاقل، خوب می‌داند كه این كارمندان هستند كه در حال تولید و سودرسانی به مجموعه تحت امر او هستند و بنابراین اگر مزایایی هم در كار است حاصل
تلاش همان كارمندان است. تنها یك مدیر اندیشمند است كه همیشه از اینكه به كارمندانش ـ كه در چرخه تولید سازمان او نقش دارند پاداش می‌دهد ـ خوشحال است. تكلیف بقیه مدیران مشخص است؛ نیست؟!

 
۳. «من دیشب تا دیروقت و صبح پنج‌شنبه اول وقت سركار بودم. شما كجا بودید؟»

این كه با گفتن این جمله از كارمندتان انتظار داشته باشید ۲۴ ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته در خدمت شما باشد، جز نارضایتی و كاهش روحیه كاری در كارمندان نتیجه‌ای دربر ندارد. اینكه یك رئیس هفت روز هفته را كار می‌كند هیچ دلیلی نمی‌شود بر اینكه یك كارمند خوب و وفادار نیز همین كار را انجام دهد. اصولا وقتی جایگاه اداری اشخاص متفاوت است باید پذیرفت كه میزان ساعات كاری افراد نیز متفاوت است. به قول آن مثل قدیمی: «هركه بامش بیش، برفش بیشتر.» و مسلما بام یك رئیس خیلی بیشتر از یك كارمند است!

 
۴. «شما باید بمانید. چون زن هستید، تبعیضی علیه‌تان قائل نیستیم.»


این جمله را رئیس یك اداره به كارمند مونثش گفته كه به تازگی در زمینه تكنولوژی برنده جایزه‌ای شده بود. درواقع یك رئیس بزرگ هیچوقت تبعیضی بین كارمندانش قائل نمی‌شود كه نیاز داشته باشد آن را یادآوری كند. یعنی با هركسی مطابق با جایگاه او برخورد می‌كند. درواقع تفاوت رفتاری بین كارمندان براساس «جنسیت»، «تعلقات مذهبی»، «سیاسی» یا «نژادی» تنها موجب آسیب‌پذیری كارمندان می‌شود. بروز چنین رفتارهایی اگر نگوییم غیرقانونی است باید گفت زشت و به دور از معیارهای انسانی است. نباید از یاد ببرید كه شما رئیس هستید ـ آن هم در ساعات محدود اداری ـ نه برده‌دار یا نژادپرست!

 
۵. «ما باید هزینه‌ها را كاهش دهیم.» (آن هم در همان زمانی كه جناب رئیس به تازگی ساختمان مجللی را به عنوان دفتر كار خریده است.)


وقتی مشكلات در سازمانی رخ می‌كنند، این رئیس آن شركت است كه باید بیشترین بار مشكلات را روی دوش خود بگذارد نه اینكه انواع و اقسام راه‌ها را برای حواله بار مشكلات به دوش كارمندان بكار ببندد. به گزارش اقتصاد ایران آنلاین، هیچ كارمندی رئیسی را كه در بحران‌های اقتصادی اداره، زندگی‌ای برخلاف جریان معمول دارد دوست نخواهد داشت. اینكه در مشكلات اقتصادی و شرایط سخت روسا باید نمونه‌ای باشند برای كارمندان فقط یك شعار نیست، كمی هم می‌تواند رنگ واقعیت به خود بگیرد!

 
۶. «نمی‌خواهم شكایت‌های شما را گوش كنم.»


 به عنوان یك رئیس، شما باید به صورت مرتب حرف‌های كارمندان و حتی گلایه‌های انتقادآمیز و منفی آنها را گوش دهید. درواقع یك لیدر باید با آغوش باز پذیرا و پاسخگوی پرسش‌های كارمندانش باشد. جرات روبه‌رو شدن با انتقادهای كارمندان نتایج فراوانی در پی دارد كه مهم‌ترین آن تثبیت ریاست شما و نشان‌دهنده اعتماد به نفس‌ بالایتان است. حتی زمانی كه به عنوان یك رئیس نمی‌توانید در حل مشكل خاصی به كارمندتان كمك كنید، صرف چنددقیقه وقت باعث می‌شود كارمندتان از نظر ذهنی به شما وفادارتر شده و شما را به عنوان تكیه‌گاهی برای خودش بداند.

 
۷. «ما همیشه به این شیوه عمل كرده‌ایم.»


 این جمله تنها باعث می‌شود راه برای نوآوری وابداع بسته شود. بهترین عبارتی كه می‌توان در این موقعیت استفاده كرد این جمله است: «برای بهبود این وضعیت شما چه راهی را پیشنهاد می‌كنید؟» بكار بردن جمله اول یعنی اینكه شما به‌صورت غیرمستقیم به كارمندتان می‌گویید كه او نمی‌تواند و نباید برای بهبود وضعیتی كه شركت در آن گیر كرده است اظهارنظر كند. تنها وظیفه رئیس، مدیریت كارمندان نیست بلكه تشویق كردن كارمندان به یافتن راه‌‌حل‌های خلاقانه برای حل مشكلات كاری یكی از مهم‌ترین وظایف یك رئیس كاربلد و فهیم است.

 
۸. «كاری كه انجام داده‌اید وحشتناك است.»


 مدیران باید انتظارات خود را به روشنی برای كارمندان بیان كنند. باید به كارمندان به صورت دقیق درمورد منابع، بودجه، مهلت انجام پروژه و حتی حمایت‌هایی كه می‌توان برای یك پروژه لحاظ كرد توضیح داد. وظیفه مدیران است كه از كارمندان بخواهند آنچه از آنها خواسته شده را تكرار كنند تا بفهمند به درستی متوجه جریان شده‌اند یا نه. اگر كارمندی در انجام كاری به صورت مكرر اشتباه می‌كند، شاید آن كار با شرایط او همخوانی ندارد یا دستورالعمل‌ها را به اشتباه دریافت كرده است. در هرحال تشخیص این نكته برعهده یك نفر است: رئیس!

 
۹. «تو كودنی. كارمندی بدتر از تو تا بحال ندیده‌ام.»


 خشم، درشت‌گویی و توهین و تحقیر نیزه‌هایی هستند كه مستقیما قلب كارمند را نشانه می‌گیرند. روسا بیش از همه باید مراقب رفتار خود باشند و بافرهنگ و حرفه‌ای رفتار كنند. حقیقت این است كه یك رئیس حتی نباید جلوی كارمندش ناسزا بگوید، چه رسد به اینكه «به» كارمندش ناسزا بگوید. ریاست چیزی است فراتر از دست‌ها را به كمر گذاشتن، چشم‌ها را بستن و دهان را بازكردن. به طور خلاصه باید گفت كه یك رئیس باید در انتخاب كلماتش به شدت دقت كند. درواقع مهار كلام باید در دست‌های رئیس باشد.

 



:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: مدیر , مدیریت , کارمند , اداره , شرکت , رفتار حرفه ای ,
ن : حسین ادیبی
ت : پنجشنبه 30 آذر 1391

چرا كنترل كارمندان نتیجه معكوس دارد؟ مدیران عامل دو اهرم دارند كه برای اثرگذاری بر سازمان‌هایشان، طبق یك مبنای منظم از این اهرم‌ها استفاده می‌كنند. اهرم اول، یا به اهداف استراتژیك چیزی اضافه می‌كند، یا چیزی از آن كم می‌كند. اهرم دوم، استخدام استعدادهای كلیدی را كنترل می‌كند تا ضمانت كند افراد مناسب در جایگاه‌های شغلی مناسب قرار گرفته‌اند. این اهرم‌ها برای بسیاری از عوامل اثرگذار بر موفقیت كسب‌وكار كارآیی دارند، اما یك حوزه است كه در برابر استفاده از اهرم‌ها مقاومت می‌كند: تعهد كارمندان. حتی بعد از یك دهه تلاش، سازمان‌ها به طور كلی پیشرفت چندانی در توسعه تعهد كارمندان نداشته‌اند. آمار فرار از تعهد در بین كارمندان، همچنان 70 درصد است كه نسبت به اولین نظرسنجی موسسه Gallup در مورد این موضوع در اواخر دهه 90 تغییری نداشته است. اما چرا توسعه این حوزه خاص چالش برانگیز است؟ به طور خلاصه، دلیل این امر آن است كه نمی‌توان انگیزه را كنترل كرد. در حالی كه اهرم‌های قدیمی مانند «چماق و هویج» در كوتاه مدت بر رفتارها تاثیر می‌گذارند، اما برای به‌كارگیری تلاش‌های احتیاطی و همكاری مشترك كه در محیط‌های كاری پیچیده امروز مورد نیاز است، انگیزه ایجاد نمی‌كنند. زمان تغییر فرا رسیده است تحقیق صریحی كه سال‌ها در محافل علوم اجتماعی شناخته شده بوده، نشان می‌دهد تفكر چماق و هویج در اصل یك روش كنترلی است و به طور طبیعی افراد همیشه در برابر كنترل شدن مقاومت می‌كنند. حتی اگر به طور صریح مقاومت نكنند، وادار شدن به انجام كار خاصی آنها را خشمگین می‌كند. افراد نسبت به محیط كار خود عقاید و رویكردهای خاص خودشان را دارند. آنها در مورد بیشترین چیزی كه به نفع آنها است - بر اساس درك فردی از چیزی كه احساس رفاه را به آنها اضافه می‌كند یا از آنها می‌گیرد - تصمیم گیری می‌كنند. بر اساس تحقیق دو تن از محققان دانشگاه روچستر در مورد انگیزه و اشتیاق كارمندان، مفاهیم استقلال، توانایی برقراری ارتباط و قابلیت، عواملی هستند كه با القای حس مثبت به كارمندان، به آنها انگیزه می‌دهند كه با سازمان بمانند، تلاش‌های احتیاطی انجام دهند و كارمندان خوبی برای شركت باشند. یافته‌های ما نشان می‌دهد فرصت دادن به افراد برای موفق بودن در كارشان و آزاد گذاشتن آنها به یك میزان مشخص، كلید انگیزه دادن به آنها است؛ در حالی كه تلاش برای كنترل و اداره توانایی‌های آنها نتیجه‌ای كاملا عكس دارد. یعنی باید افراد را آزاد گذاشت تا با كارشان و با یكدیگر ارتباط برقرار كنند، نه اینكه رفتارشان تحت كنترل و تمركز باشد.

نقش رهبران ارشد :

رهبران ارشد نقش مهمی در ایجاد چنین محیطی دارند. رهبری ارشد چنین زمینه‌ای را در شركت ایجاد می‌كند، اما بسیاری از سازمان‌ها هنوز – به وضوح یا غیرمستقیم – شرایطی را ایجاد می‌كنند كه برخلاف این جریان است. به عنوان مثال، چندی پیش كارمند یك شركت فعال در حوزه تكنولوژی گفت كه مدیر عاملش معتقد است: وجود كمی ترس در محیط كار خوب است و حس رقابت شدیدی بین افراد و واحدهای كسب‌وكار ایجاد می‌كند كه برای شركت سودمند است. این رویكرد رقابت دوستانه در داخل شركت، فرهنگی را ایجاد كرد كه از اتاق هیات مدیره بیرون آمده و به كل سازمان تزریق شده بود. چنین رویكردی برای این شركت تكنولوژی در گذشته مناسب بوده، اما وقتی مشتریان این شركت خواهان سازگاری چند سكویی بیشتری شدند، همین رویكرد به یك مسوولیت تبدیل شد. از آنجایی كه مشتریان خواستار ارتباط بهتری بودند، بخش‌های داخلی باید به طور موثرتری با هم همكاری می‌كردند. برای این كار، واحدهای مختلف كسب‌وكار باید فراتر از منافع خود فكر می‌كردند و تجربه مشتری را مد نظر قرار می‌دادند. اما تغییر رویكرد این فرهنگ رقابتی كه از گذشته وجود داشت، كار سختی بود. بدون تغییر تفكرات افرادی كه در سطوح بالای یك سازمان قرار دارند، تغییر فرهنگ آن سازمان نیز تقریبا غیرممكن است. نتایج تحقیقی كه چند سال قبل صورت گرفته، بر نقش رهبران ارشد برای تغییر فرهنگ و رفتار سازمانی سایه ‌انداخت. این تحقیق نشان داد كه تمایلات و شخصیت مدیرعامل كاملا به جهت‌گیری خدمات شركت و رویكرد مشاركتی آن مرتبط است. مدیران عاملی كه شخصیت‌ها و تمایلات رقابتی‌تری داشتند، بر میزان رقابت‌پذیری افراد تیم خود و همچنین ترس آنها، اثر مستقیمی ایجاد می‌كردند. این مساله میزان رفتار انزواگرانه را در سازمان بالا می‌برد و حس همكاری را در واحدهای پایینی كمتر می‌كرد. در نهایت، یكپارچگی كمتر در كسب‌وكار، بهره‌وری پایین‌تر، خدمات‌دهی و عملكرد اقتصادی ضعیف‌تر نتیجه نهایی بود. از طرف دیگر، مدیران عاملی كه حس همكاری بیشتری داشتند، رقابت‌پذیری كمتری ایجاد می‌كردند و ترس و اضطراب كمتر به نتایج بهتر منجر می‌شد. مدیران محیط شناس برای مدیران امروزی مهم است كه محیط شناس باشند. در هر سطح از مدیریت كه باشید، سعی كنید كمتر از رفتارهای مستقیم و كنترلی استفاده كنید و در عوض به دنبال ایجاد یك محیط كار متمركز و باانگیزه باشید. نیاز مشتریان این است كه سازمان‌ها بیشتر به سمت محیط‌هایی حركت كنند كه در آن همكاری داخلی برای تولید كالاها و خدمات خلاقانه بیشتر است. امروز پی برده‌ایم كه روش كنترلی، روش مناسبی نیست. باید روشی پیدا كنید كه كارمندانتان را به چشم‌انداز كامل یك موقعیت متصل می‌كند. محیطی ایجاد كنید كه عاری از ترس و اضطراب باشد. رهبران به یك اهرم جدید نیاز ندارند، بلكه نیازمند رویكرد جدیدی هستند تا بهترین ویژگی‌ها را از افراد استخراج كنند. وقتی افراد ترس نداشته باشند و خودشان انگیزه خود را بیابند، از توانایی‌های آنها متعجب خواهید شد.

منبع:  دنیای اقتصاد


:: مرتبط با: مقالات ,
:: برچسب‌ها: مدیریت , رهبری , استراتژی , خلاقیت , محیط کار , کارمند ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 22 آذر 1391

زپرتی :

واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

 

هشلهف :

مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I shall have به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

 

چُسان فسان:

از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

 

شر و ور:

از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

 

اسكناس:

از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.

 

فکسنی:

از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

 

نخاله:

یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.




:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: اصطلاحات عامیانه , زبان بیگانه , فرهنگ بیگانه ,
ن : حسین ادیبی
ت : سه شنبه 21 آذر 1391

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است ،


هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است


و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد.///



:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: سخن بزرگان , دکترحسابی , رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 20 آذر 1391


16آذر ، روز دانشجو ،روز مبارزه با استبداد و استکبار ستیزی مبارک



:: مرتبط با: مناسبتها ,
:: برچسب‌ها: 16آذر , روز دانشجو , استکبار ستیزی , مبارزه با استبداد ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 15 آذر 1391


فدراسیون بین المللی حسابداران(IFAC ) در سال ۲۰۰۷ و در سی امین سالروز تاسیس خود ، دومین یکشنبه ماه دسامبر (اواخر آذر) هرسال را به عنوان هفته جهانی حسابداری انتخاب و به تمام اعضای خود در سراسر جهان پیشنهاد کرده که در این هفته با برگزاری مراسم ویژه ای از حسابداران تجلیل به عمل آورند و از سوی دیگر حرفه حسابداری و نقش حسابداران را در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی به عموم بشناسانند.

لذا از ۱۴ تا۲۱ آذرماه هرسال را به عنوان هفته حسابداری و روز ۱۵ آذرماه را به عنوان روز حسابدار نامگذاری نموده اند.

نقش حسابداری در پیشبرد اهداف سازمانی بر کسی پوشیده نیست. چرا که  کلیه فعالیتهای سازمان طی یک دوره مالی در صورتهای مالی و نحوه گزارشگری این صورتها نمود پیدا می کند. این گزارشها هستند که به سازمان ها و شرکت ها اعتبار می دهند یا آنها را از اعتبار می اندازند. بحرانی هایی که طی سال های مختلف گریبانگیر کشورها شده و خصوصاً بحران اخیر کشور های اروپایی و تأثیرات ان بر حرفه حسابداری  گواه این مطلب است .

هرچند این حرفه در کشور ما تا کنون جایگاهی که شایسته آن است را نیافته لیکن این از اهمیت و اعتبار این رشته نمی کاهد .


من نیز به نوبه خود این روز را به کلیه حسابداران تبریک عرض می کنم.


:: مرتبط با: حسابداری ,
:: برچسب‌ها: حسابداری , حسابرسی , گزارشگری مالی , صورتهای مالی , روز جهانی حسابداری ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 15 آذر 1391
زنها بهترین پزشك هستند!!!

 
زنه شوهرشو میبره دکتر..! دکتر به زنش میگه:
خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه.
باید خوب غذا بخوره، هرچی که میخواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی 
حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشین.

تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟
زنه میگه : هیچی،

گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری



:: برچسب‌ها: زن , شوهر ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 13 آذر 1391

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم-
اینجا در دنیای من، گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!


می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
 عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!


این روزها به جای" شرافت" از انسان ها *
 فقط" شر" و " آفت" می بینی !*


راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


می‌دونی"بهشت" کجاست ؟
یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !
بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...


وقتی کسی اندازت نیست
 دست بـه اندازه ی خودت نزن...


این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو......


ماندن به پای کسی که دوستش داری
 قشنگ ترین اسارت زندگی است !


می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
 بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...


می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!


مگه اشك چقدر وزن داره...؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...


من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...
 یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم
 ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم
 
شاید ندانید که حسین پناهی روحانی بوده است...
حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه وبویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است(روغن محلی معمولاٌ در تابستان از حرارت دادن کره بدست می آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است) ، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند. با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است. وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به خاک سپرده شد.

«با سپاس از همکار عزیزم جناب آقای غلامحسین شکرچی برای ارسال این مطلب زیبا»



:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان , شعر و ادب ,
:: برچسب‌ها: حسین پناهی , عشق , بازیگری , شعر و ادب , سخن بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 6 آذر 1391

یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود! از مكزیكى پرسید:
چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !
آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه !
آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !
آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مكزیكى: خب! بعدش چى؟
آمریكایى: بجاى اینكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ...
مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى: پانزده تا بیست سال !
مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !
مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى ! با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!

مکزیکی نگاهی به مرد آمریکایی کرد و گفت :خب من الانم که دارم همینکارو میکنم!!!



:: مرتبط با: عمومی , حکایت و حدیث ,
:: برچسب‌ها: حکایت , داستان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 6 آذر 1391

یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم
آنکه لاجرعه میء مهر تو نوشید منم
آنکه از شوق به هنگام ولادت چون شمع
عوض گریه در آغوش تو خندید منم
آنکه همراه تو آمد به صف کربلا
پا به پای تو صمیمانه بکوشید منم
آنکه خون شد دلش از مهنت ایام ولی
جامهء قبر به تن بهر تو پوشید منم
روز عاشور و به هنگام وداع آخر
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم
آنکه چون لالهء زنبور ز شمشیر ستم
جسم عریان تو اغشته به خون دید منم
آنکه پروانه صفت دور تو گردید منم
نشنیدس کسی از سر ببریده سخن
آنکه صوت ملکوتی ز تو بشنید منم
آنکه با چوبهء محمل سر خود را بشکست
تا سر غرق به خون ازسر نی دید منم
جنگ با اسلحه کار تو و یاران تو بود
آنکه با تیغ زبان بحر تو جنگید منم
یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم

یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم

یا حسین آنکه دل از غیر تو ببرید منم

   التماس دعا

                                                  



:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: محرم , عاشورا ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 3 آذر 1391
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.