تبلیغات
سپهر - مطالب مهر 1392
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

پیش از این مطلبی را با عنوان «بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!» نوشتم که برخی دوستان خواستار توضیح بیشتری شده بودند.
قبل از انتخابات شورای اسلامی شهر نیز بنا داشتم مطالبی را بطور سلسله وار در وبلاگم منتشر نمایم که این اتفاق نیافتاد.
اگر مطالب منتشر نشد و اگر مبهم نوشتم دلیل داشت. دلیلی که یقین داشتم تنها و تنها گذشت زمان است که می تواند به من انگیزه نوشتن بدهد.
طرز تلقی شهروندان از وظایف شورای شهر، توقعات غلط ایجاد شده، عوام فریبی هایی که طی یکی دوسال در شهر صورت گرفته بود و ملکه ذهن شهروندان شده بود از جمله دلایلی بود که انگیزه نوشتن را از من گرفت.
مهمتر از آن اینکه عده ای افراد با نفوذ در شهر منافع خود را با منافع شهر گره زده و تنها به القای ذهنیت خود به شهروندان می پرداختند و جریان انتخابات را به سمت و سوی آنچه که منافع شان اقتضا می کرد هدایت می کردند.
این اتفاقات باعث شد تلاش امثال این حقیر کمترین اثر را در بین شهروندان داشته باشد و نهایتا اتفاقی که شاید از نظر این حقیر نباید اتفاق می افتاد به وقوع پیوست و آن تشکیل شورایی بود که قطعا شاکله ای بهتر از این می توانست داشته باشد. «البته این نظر شخصی بنده است با تجربه ای چند ساله در شهرداری و شاید دیگران با این نظر موافق نباشند که همین جا اعلام میدارم بنده به رای و نظر شهروندان احترام می گذارم. »
جوسازی هایی که علیه یکی از نامزدهای انتخابات صورت می گرفت آنقدر نا امید کننده بود که انگیزه ای  برای نوشتن نمی گذاشت. همه بسیج شده بودند تا خود را فریب دهند . وقتی برخی واقعیات را برای شهروندان می گفتیم می پذیرفتند ولی آشکارا می خواستند خلاف واقعیت عمل نمایند و این تنها به دلیل موجی بودکه طی یکی دو سال در شهر بر علیه این نامزد انتخابات به راه افتاده بود.
وقتی همه به توانمند بودن ایشان اذعان داشتند و جواب سلام ندادن تنها دلیل رای ندادنشان بود چگونه می شد طی چند روز این جو را برگرداند! لذا ما تنها به حکم تکلیف در صحنه ماندیم و با اعتقاد به « الخیر و ما فی وقع » نشستیم تا شهروندان تصمیم بگیرند که تعمیرکار بنز می خواهند یا تعمیرکار پیکان!!! و ما هم تسلیم هر آنچه اکثریت شهروندان می خواهند بشویم.
این نامزد کسی نبود جز جناب آقای حسین ناظم الرعایا.
یادم هست در یکی از جمع ها که پیرامون ماندن یا نماندن ایشان در صحنه انتخابات  صحبت بود بنده در خصوص ابعاد مختلف شورای شهر مطالبی را گفتم. اینکه یکی از جنبه های شورای شهر مسائل داخل شهر و شهروندان هستند و شورای شهر از طرف نهاد های بیرون از شهر نیز ارزیابی می شود. وجود افراد نخبه و توانمند در شورا ضمن اینکه نماد بینش و آگاهی شهروندان یک شهر هست قطعاً در معادلات منطقه ای و استانی تاثیر گذار خواهد بود . شورای شهر ما نیازمند اعتبار چنین اشخاصی است و این افراد به لطف اعتباری که در سطح استان دارند می توانند وزنه ای موثر در شورای شهر باشند . این افراد به واسطه توان و دانش خود در استان مطرح هستند بنابر این انها نیازی به اعتبار شورایی مانند شورای شهر سده لنجان ندارند! این را هم گفتم که اگر ما قدر چنین سرمایه ای  را ندانستیم قطعاً در جایی دیگر از وجود ایشان بهره خواهند برد و آن وقت دریغ و افسوس هیچ فایده ای ندارد.
هنوز چهره های بر افروخته و معترض این دوستان جلوی چشمم هست. آنها نه تنها به این سخنان بنده معترض شدند بلکه خواستار عدم مطرح نمودن چنین مطالبی در جاهای دیگر شدند!
واقعیت این بود که گوشها برای شنیدن حقیقت آماده نبودند چون پر بودند از عوام فریبی ناشی از منفعت طلبی شخصی و گروهی عده ای خاص!
منظورم همان اندک شهروندانی است که بار ها گفته ام هیچگاه نمی توان اثر یا بهره ای از وجودشان را در فعل و انفعالات شهر دید اما فقط یک بلندگو در دست دارند که هرگاه اراده کردند از جیب  بیرون بیاورند و افکار عموم را به هر سمتی که منافعشان اقتضا می کند هدایت کنند.  همان بی خاصیت های تاثیر گذار را می گویم. (نظر شخصی بنده)
یقین داشتم که اگر شهروندانم تصمیم گرفتند ایشان در شورای شهر نباشد شهرهایی هستند که بی صبرانه منتظر جذب چنین نخبه هایی هستند . پس سکوت را بر هر چیز ترجیح دادم و منتظر ماندم تا اتفاقی که منتظرش بودم به وقوع بپیوندد.

روز 4 مهر ماه جاری جناب آقای ناظم الرعایا به عنوان اولین شهردار برخاسته از شهر سده لنجان در نزدیکترین شهر همجوار ما ، چمگردان، با تصمیم شورایی که تدبیر، دور اندیشی و انسجام در آنها از نوع انتخابشان هویداست، به عنوان شهردار معارفه شدند.
بنده نیز در آنجا حضور داشتم. اما برخی ها هم که باید می بودند ، حضور نداشتند ! هم خوشحال بودم و هم ناراحت! خوشحال از این جهت که شهروند شهر من و کسی که روزگاری است می شناسمش به عنوان عالی ترین مقام اجرایی یک شهر در حال معارفه است و ناراحت از این جهت که چرا ما قدر این سرمایه ی خود را ندانستیم و از برکات وجودش در شهر خودمان بی بهره ماندیم!

در پایان مجدداً اعلام میدارم مطالب فوق نظر شخصی بنده است و اینجانب به انتخاب شهروندان کمال احترام را می گذارم و هرکمکی که  از دست بنده برآید دریغ نمی ورزم.
امیدوارم ابهاماتی که دوستان خواستار شفاف سازی آن بودند رفع شده باشد.





:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , شورای اسلامی شهر , مدیریت شهری , انتخابات , سده لنجان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 8 مهر 1392
جناب آقای حسین ناظم الرعایا

انتصاب شایسته حضرتعالی را به عنوان شهردار چمگردان به شما و اعضای محترم شورای اسلامی شهر چمگردان صمیمانه تبریک عرض نموده و توفیقات روز افزون شما را در جهت توسعه،پیشرفت وآبادانی و امور پرخیر وبركت برای این شهر و شهروندان آن از خداوند منان خواستاریم.

یقیناً این انتخاب از یک سو  حکایت از دور اندیشی و تدبیر شورای اسلامی شهر چمگردان دارد و از سوی دیگر افتخاری است برای شهرما سده لنجان که به عنوان اولین شهردار برخاسته از شهر ما قدم در عرصه خدمتگزاری نهاده اید.
این اتفاق مبارک نقطه عطفی خواهد بود در تعاملات بین دو شهر چمگردان و سده لنجان که انشاء الله برکات آن شامل حال هر دو شهر خواهد شد.




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , شهردار , سده لنجان , چمگردان ,
ن : حسین ادیبی
ت : پنجشنبه 4 مهر 1392


شیر هم که باشی جلوی جماعت گاو کم میاری!!



:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: تمثیل , جماعت گاو , شیر ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 3 مهر 1392
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.