تبلیغات
سپهر - مطالب آبان 1392
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


روزی مردی وارد داروخانه ای شد و پرسید نفت دارید! صاحب داروخانه با تعجب گفت خیر. مرد عصبانی شد و گفت:  این چه داروخانه ایست که نفت ندارد! پس داروخانه را بر هم ریخت و رفت. روز بعد دوباره مرد به داروخانه آمدو همان سوال را کرد و چون پاسخ خیر بود مجدداً داروخانه را برهم ریخت . این کار چند روزی ادامه داشت تا اینکه صاحب داروخانه دستور داد مقداری نفت بیاورند تا مرد بهانه ای برای به هم ریختن داروخانه نداشته باشد و شرش را از سر آنها کم کند. روز بعد وقتی مرد به داروخانه وارد شد، نفت درخواست کرد و نفت را به او دادند . ولی مرد بازهم عصبانی شد و گفت این دیگر چه داروخانه ایست؟! مگر در داروخانه هم نفت پیدا می شود. داروخانه ای که در آن نفت پیدا شود باید به هم ریخته شود. پس اینکار را کرد و رفت!!!
این حکایت افرادی است که برای کارهایشان  دست آویزی می خواهند تا آن را انجام دهند. کاری ندارند که این مستمسک عقلانی است یا خیر. افرادی هستند که مطلوب خود را با بر هم ریختن اوضاع به دست می آورند . پس اقدام به بهانه گیری های بی اساس کرده و اوضاع را برهم می ریزند.
با خبر شدم مطالب اخیر بنده در وبلاگ کاملاً آزاد و شخصی ام باعث دلخوری برخی دوستان شده . با تعجب پیگیر مسئله شدم و متوجه شدم متأسفانه درست است.
متن زیر را در پاسخ که نه ولی برای رفع شبه این دوستان می آورم :
1:عکسی که در آن شیر از دست جماعت گاو در حال فرار است  یک برداشت آزاد است. عکسی هنری که هر کس می تواند به زعم خود از آن برداشت کند. اینجانب قویاً تأکید می نمایم این عکس تنها به خاطر جالب بودنش در وبلاگ بنده منعکس شده و توهین به هیچ شخص یا گروهی نبوده  مگر اینکه خود آنها بخواهند این تفسیر از آن بشود!
2:در مورد مطلبی  هم که تحت عنوان دلنوشته ای در خصوص انتخابات شورای شهر نگاشته ام در متن نوشته بارها تاکید کرده ام که مطالب نظرات شخصی بنده است و به هیچ وجه تایید یکی نفی دیگری نمی باشد.آن نوشته باور من بوده و برداشت ناصحیح دیگران خللی در این باور بوجود نخواهد آورد.
برخی واژه های به کار برده شده در این متن نیز واژه هایی بوده که در زمان انتخابات توسط برخی شهروندان بصورت پیامک روی موبایل ها رد و بدل می شد و بنده دقیقاً بخاطر نا زیبا بودنشان به آن اشاره کرده ام و نه به خاطر تأیید.(موضوع تعمیر کار پیکان و بنز).از توضیح اینکه چه کسانی این نوع متنها را پیامک می دادند صرف نظر می کنم! فقط به همین اکتفا می کنم  که این پیامک در زمان خودش بسیار مورد اقبال برخی قرار گرفت و حتی تکیه کلامشان هم شده بود!!
اما توصیه ای برادرانه به دوستانی که خاطر شان از این مطالب مکدر شده:
حکایت، قصه همان مردی است که می خواهد داروخانه را برهم بریزد.عده ای داروخانه شما را آشفته و نابسامان می خواهند. آب را گل می کنند تا از آن ماهی مقصود خود را صید  کنند. مراقب باشید و تن به حواشی ندهید.چرا که  اگر به این مسائل توجه کنید قطعاً در راهی قدم نهاده اید که عده ای سودجو می خواهند. اینکه دیگران چگونه می اندیشند نباید مانع انجام وظایف شما بشود. قرار نیست همه یک جور فکر کنند. هنر آن است که بانظرات متفاوت بتوان تعامل کرد و کاری انجام داد که رضایت خدا و بندگانش در آن باشد.





:: مرتبط با: عمومی , شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: حکایت , مرد و داروخانه , شهرداری , شورای شهر ,
ن : حسین ادیبی
ت : شنبه 11 آبان 1392

وقتی ادم مقروض میشه چند تا راهکار پیش روش هست که از عهده دین مردم بر بیاد:
- گزینه اول : اینکه خودش به تنهایی میتونه از عهده قرض بر بیاد و با کمی عقب و جلو انداختن ازمحل  درآمدش دین مردم را ادا کنه .
- گزینه دوم : اینکه وام  بگیره و اقساطش را پرداخت کنه .
-گزینه سوم اینکه بیعار بشه و پیه همچی رو به تنش بماله و با یه مدت آب خنک خوری تسویه حساب کنه .
- گزینه چهارم: اینکه بره دزدی و بدهیش را پرداخت کنه.
موضوع بحث من ربطی به گزینه های اول ، سوم و چهارم نداره بلکه بحث  بر سر گزینه دومه:

گزینه وام چند روش داره:

1- از یکی قرض بگیری : ممکنه مقروض اعتباری توی محل داشته باشه یا اینکه  فامیلها و یا دوستان  متمولی داشته باشه که بتونن بهش قرض بدن تا مشکلشو حل کنه و در آینده این قرض را باز پرداخت کنه که اگه نتونه مجبوره سراغ روش  دوم یا سوم که در زیر اشاره میشه  بره.   

2- روش دوم اینه که از بانک وام بگیره : طی یکی از عقود که میگن عقود اسلامی هست! وامی را میگیره و دینش را به مردم ادا میکنه و اون وقت اون میمونه و بانک.  
3- یه روش دیگه هم وجود داره که ربا یا همان پول نزول کردنه: وقتی چاره ی طرف برید شاید گریزی نداشته باشه جز پول نزول کردن که این یک خلاف شرعیه و من توصیه نمی کنم.

 اما به نظر می رسه روش دوم که وام گرفتن از بانک هستش خیلی معقوله و مناسب هم هست و از لحاظ شرعی هم مشکلی نداره. به هر حال یکی از خدمات نظام بانکی ارائه تسهیلات به قصد انتفاع والبته رفع مشکلات مشتریان هست که دقیقا نکته مبهم و مورد بحث من هم همینه؟
«وامهای با سود کلان که مشخص نیست منطبق با کدام یک از عقود اسلامی به مشتری بخت برگشته تحمیل میشه .»
 اینجاست که بانک اسلامی که داعیه نمونه بودن در جهان اسلام و البته دنیا را دارد چنان پدری از مشتری در می آورد که تمام اجدادش را یکی یکی یاد کند!
و باز اینجاست که آدم به حرام بودن مسئله ربا شک میکنه که چرا برای شخص حرام است  ولی برای بانک خیر!
آدم را  یاد اون مثلی می اندازه  که گفته بود پیچش دست خودمونه!!
وقتی نزول می کنی سود مشخصی را باید به ربا خوار نامحترم پرداخت کنی و اگر نه با جریمه که حتی گاهاً برخی از این جرایم چشم پوشی می کنند باید توان آن را بدهی .
کار بانک هم که دقیقاً همینه . پس توفیرش با ربا چیه من موندم! یکی بیاد جواب بده؟




:: مرتبط با: عمومی ,
:: برچسب‌ها: قرض , دین , بانک , ربا , نزول , بدهکاری , وام ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 6 آبان 1392
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.