تبلیغات
سپهر - مطالب شهر و شهرداری
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

وقتی نام شهرداری به میان می آید صحبت از بی اعتمادی و نگاه یک سویه و منفعت طلبانه شهرداری به شهروندان می شود! بطور مثال می گویند شهرداری با وضع عوارض دنبال کسب درآمد برای خود است! حتی برخی پا را فراتر نهاده و شهرداری را نهادی انحصاری می دانند که عده ای در آن جمع شده و  برای کسب منافع شخصی و گروهی تلاش می کنند! از این روی عده ای که بعضا جمعیت قابل توجهی را هم شامل می شوند، شهرداری را در تضاد با منافع خود قلمداد می کنند!
اما، آیا منافع شهرداری و شهروندان در تقابل با یکدیگر هستند یا در راستای هم؟ آیا شهرداری از بدنه شهر جداست یا به عنوان سلولی زنده و پویا جزئی از بدنه شهر است و می تواند ضمن تأمین منافع خود منافع شهر و شهروندان را نیز در نظر گرفته و تأمین نماید؟ اصلا مگر شهرداری فی نفسه حائز منافع است یا این شهر و شهروندان هستند که شهرداری را واجد صلاحیت داشتن منافع می کنند؟
برای اینکه بتوانیم جواب سئوالات فوق را بیابیم لازم است ابتدا بدانیم منافع شهرداری که برطرف کننده نیازهای روزانه و آتی  آن است چیست و چگونه تامین می گردد. در مقابل منافع یک شهروند چیست و شهرداری چگونه می تواند با در نظر گرفتن منافع خود منافع شهر و شهروندانش را تأمین نماید.
منافع شهرداری چیست و چگونه تأمین می شود:
هر رویدادی که در چارچوب  قوانین و مقررات  و در راستای اهداف و برنامه های شهرداری اتفاق بیافتد و صرفه و صلاح شهرداری را تأمین کند  منافع شهرداری می نامند .
منافع شهرداری از راه  فعالیت هایی که به موجب قانون و در راستای دستیابی به اهدافی که رسالت وجودی  شهرداری را تعریف می کند به دو طریق محقق می شوند:
 اول از طریق منابع و امکاناتی که به صورت مشهود و غیر مشهود حاصل می شوند (درآمد ها) و
دوم : اهداف و برنامه هایی که باعث می شود شهرداری منابع حاصل شده را به منظور تحقق آنها مصرف نماید.(هزینه ها)
یک- تامین کنندگان منافع شهرداری چه کسانی هستند:
نیروی انسانی(در بحثی جداگانه ب این موضوع پرداخته خواهد شد)
*شهر و شهروندان (موضوع اصلی این مقاله)
سرمایه گذاران و بازارها و نهاد های مالی(در بحثی جداگانه این موضع پرداخته خواهد شد).
*شهر و شهروندان:
شهرداری دارای منافعی است که تمام این منافع در محدوده ای بنام شهر قابلیت تعریف و تحقق دارد. شهروندان تامین کنندگان و اعتبار دهندگان به منافع شهرداری هستند و شهرداری نیز عمدترین تآمین کننده خدمات شهری و عمرانی  شهروندان در این محدوده است.
شهر به واسطه تقاضای شهروندان نیازمند خدمات، امکانات و تسهیلاتی است و از طرفی دارای ظرفیت های بالفعل و بالقوه ای است که قانون حق بهره برداری از این ظرفیت ها را طبق ضوابط مشخص به شهرداری ها داده مشروط به اینکه در راستای توسعه و پیشرفت همان شهر بکار برده شوند. بدین صورت که شهرداری با وضع عوارض می تواند نسبت به ارائه خدمات به شهروندان منافعی را برای خود کسب نماید و یا از منابع و امکانات موجود در شهر یا امکاناتی که درآینده در شهر ایجاد می شوند برای خود منافعی را بدست آورد و در مقابل آنها را با مدیریت و  برنامه ریزی و بصورت مشخص برای آبادانی شهر هزینه نماید. عوارض وصولی توسط شهرداری ها منفعتی است که شهرداری در ازای ارائه خدمات به شهروندان از آنها وصول می کند.
اما هرگاه  صحبت از عوارض می شود بلافاصله ذهنیت شهروندان به  نا عادلانه بودن این عوارض معطوف می شود و همین ذهنیت باعث شده تا شهروندان نگاهی از سر بی اعتمادی به شهرداری داشته باشند.
اگر نگاه شهرداری به شهروندان به مثابه یک منبع درآمدی صرف باشد  هرگز موفق به جلب رضایت و مشارکت آنها نخواهد شد. مهمتر اینکه عمده عوارض وصولی از شهروندان در ردیف عوارض ناپایدار جای می گیرد و این عمق فاجعه را بیشتر می کند.  چرا که محصول  نگرش شهرداری به شهروندان درآمدی موقت و ناپایدار است ولی آثار سوء آن که همان بی اعتمادی به شهرداری است پایدار و مستمر است.
شهروندی که به شهرداری مراجعه می کند و بابت عوارض صدور پروانه ساختمان با ارقام سنگین مواجه می شود اولین مسئله ای  که ذهنش را درگیر می کند عوایدی است که در مقابل هزینه پرداختی نصیبش می شود . معیار سنجش ارزش خدماتی که  شهرداری به ایشان ارایه می کند چیست؟ یک شهروند دانا و معقول بین قیمت خدمات و ارزش خدمات فرق قائل می شود و همواره با این پرسش مواجه است که در ازای مبلغی که پرداخت می کند یک خدمت می خرد یا یک ارزش؟ قیمت خدمات آن چیزی است که شهروند می پردازد اما ارزش آن چیزی است که در مقابل خدمات به دست می آورد.به تعبیری می توان دیوار بی اعتمادی که بین شهروندان و مدیریت شهری و جود دارد را در همین نکته جستجو کرد.چرا که ویژگی ذاتی درآمد های حاصل از منابع ناپایدار ایجاد  بی اعتمادی است.
بدون تردید گذار شهرداری ها  از کسب منافع ناپایداری همچون فروش تراکم و پروانه های ساختمانی و فروش اموال شهرداری به عنوان سرمایه های شهر در جهت هزینه کرد آنها بدون هیچ بازده و یا ارزش افزوده ای در سطح شهر یک ضرورت بوده و مادامی که شهرداری ها چشم بر وصول درآمدها از منابع ناپایدار دارند، جلب اعتماد شهروندان مشکل می باشد.
امروزه روابط  بر پایه منافع مشترک برقرار می گردد و روابط بین شهرداری و شهروندان نیز از این اصل کلی مستثنی نیست. منافع مشترک شهرداری و شهروندان باید تعریف شود تا امکان برقراری یک رابطه دو طرفه و پایدار فراهم گردد. در این صورت می توان انتظار داشت که دیوار های بی اعتمادی شکسته و یخ روابط بین شهرداری و شهروندان آب شود. در یک جمله شهروند باید اطمینان حاصل کند که با مراجعه به شهرداری ارزش به دست می آورد.
بنابراین برای از بین بردن دیوار بی اعتمادی بین شهرداری و شهروندان لازم است طرفین از حقوقی که بر یک دیگر دارند به خوبی آگاه باشند و آنها را به رسمیت بشناسند.
حقوقی که شهروندان بر شهرداری دارند قانون به خوبی مشخص کرده. قانون شهرداری ها(به ویژه ماده 55 قانون شهرداریها)، قانون نوسازی و عمران شهری ، قانون نحوه تقویم ابنیه ، املاک و اراضی مورد نیاز شهرداریها، قانون تشکیلات وظایف و انتخابات  شوراها، و.... از جمله مواردی هستند که در راستای تامین نیاز شهر و شهروندان وضع شده و رعایت این قوانین می تواند ضمن تأمین منافع شهرداری منافع شهروندان را نیز تأمین نماید.
اما یک شهروند نیز می بایست از برای اعاده حقوق شهرداری 4 گام زیر را بیاموزد و عمل نماید:
1-    کسب شناخت از شهرداری و ارزش خدماتی که به شهروندان ارائه می نماید.
2-    اعتماد به شهرداری و مجموعه مدیریت شهری به عنوان یک نهاد خدمت رسان ارزشمند.
3-    پذیرش عوارض شهرداری به عنوان هزینه اجتناب ناپذیر در سبد هزینه های سالانه خانوار
4-    پرداخت به موقع عوارض به منظور امکان استفاده به موقع و مناسب از این عوارض.
یک شهروند باید بپذیرد که شهر نشینی هزینه دارد و متولی دریافت این هزینه ها شهرداری است. در حقیقت هر شهروند باید محاسبه کند که در طول سال هزینه هایی که برای شهرداری می پردازد چه میزان است. یعنی مدیریت شهری(شهرداری) چه سهمی را در مجموع هزینه های سالانه یک خانوار شهری دارد؟
با یک محاسبه ساده می توان به این نتیجه رسید که میزان پرداختی ماهانه هر شهروند به شهرداری در مقایسه با سایر هزینه های پرداختی به سایر ارگانهای خدمت رسان نظیر آب، برق، مخابرات ،گاز و مالیات بسیار ناچیز است.
دستگاههای مورد اشاره با بکار گیری تکنولوژی می توانند منابع طبیعی را بصورت قابل استفاده در اختیار شهروندان قراردهند و بهای آن را بگیرند و هر میزان هم در افزایش قیمت مانور بدهند به سرعت شهروندان می پذیرند. یا هر ماهه درصدی از درآمد های کسب شده توسط شهروندان تحت عنوان مالیات توسط دولت وصول می گردد و به عنوان یک تکلیف برای شهروندان جایگاه خود را باز کرده .درحالی که خدمات حاصل از آن هرگز برای یک شهروند ملموس نیست . در واقع شاید هرگز خدماتی که در ازای پرداخت مالیات به وی می شود را نبیند ولی به هرصورت این عمل هرماه یا هر سال اتفاق می افتد .
اما همین شهروند وقتی به شهرداری می رسد بسیار حساس می شود. اینجاست که حساسیت بالای مدیریت شهری نمود پیدا می کند و به ناچار باید با مردم صادق باشیم . یعنی شفافیت در ارائه خدمات می تواند راهگشا باشد. نکته ای که بسیاری از مدیران شهری  از آن غفلت می کنند. یعنی بدون در نظر گرفتن تبعات رفتارشان به گونه ای عمل می کنند که برای شهروند چاره ای جز این نمی گذارند که به شهرداری به دید یک حکمران محلی بی انصاف نگاه کنند.
دو: اهداف و برنامه های شهرداری
شهرداری به موازات کسب منافع، اهدافی را دنبال می نماید که در چارچوب رسالت سازمانی خود بتواند شهر را با برنامه ریزی و هدایت صحیح منابع به  سمت رشد و توسعه  پیش ببرد . کلیه تغییراتی که در کالبد شهر به وجود می آید نتیجه  عملکرد شهرداری است و  روشن است هرچه  شهر به سمت رشد و شکوفایی پیش برود سطح رفاه عمومی شهروندان افزایش یافته و ساکنان شهر می توانند از زندگی در آن لذت ببرند . به عبارتی کلیه منافع حاصل از ارائه خدمات شهرداری عاید شهروندان می گردد. بنابر این شهروند اگر توجیه شود که شهرداری در ازای وجه دریافتی چه خدمات مستقیم و غیر مستقیمی را به وی ارائه می دهد (حدود 450 خدمت ) و این خدمات ایجاد ارزش می کنند عوارض شهرداری را بدون اکراه پرداخت می کند . نکته قابل ملاحظه اینجاست که  هزینه های پرداختی شهروندان به شهرداری در طول سال بسیار ناچیز و کمتر از هزینه های سالانه دیگر است اما خدمات ارائه شده توسط شهرداری به شهروندان بسیار بیشتر از مبالغ وصولی از آنان می باشد!  برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به بودجه سالانه شهرداری بیاندازیم خواهیم دید شهروندان چه سهمی در درآمد های شهرداری دارند و در مقابل چه خدماتی دریافت می کنند(نمونه شهرداری چمگردان):




همانطور که در جدول  فوق ملاحظه می شود به ترتیب طی سالهای 92 و 93 تنها 10% و 8% از مجموع درآمد های وصول شده توسط شهرداری  از شهروندان بوده و مابقی درآمد ها از منابع خارج از شهر همچون ارزش افزوده و ... بوده  . اما از کل درآمد های حاصله به ترتیب در سالهای 92 و 93 در مجموع 87/16 %  و 87/14 %  برای هزینه های عمرانی و خدمات شهری مصرف و تنها 12/84 درصد و 12/86 درصد  آن به عنوان هزینه های پرسنلی و اداری هزینه گردیده است.
بدین ترتیب جای هیچ گونه تردیدی نیست که شهرداری در امر خدمت رسانی به شهروندان بالاترین جایگاه را در بین کلیه سازمانها و ارگانهای اجرایی دارد ولی متأسفانه بی اعتمادی شهروندان از یک سو و بی توجهی دولت به این نهاد خدمت رسان از سوی دیگر فشار را بر دوش مدیران شهری مضاعف کرده.
در این میان آنچه باعث دلگرمی مدیران شهری می شود اعتماد و مشارکت شهروندان در فعالیت های شهرداری می باشد چرا که اعتقاد بر این است که
راز تعهد مشارکت راستین همه افراد است، اگر مشارکتی در کار نباشد تعهدی هم در کار نیست.
بین منافع شهرداری و شهروند هیچ تضادی وجود ندارد. در واقع  شهرداری حافظ منافع عموم در شهر می باشد .
آنچه مورد تقابل و تضاد است منافع نیست بلکه نوع نگرش و رفتار شهرداری و شهروند به یکدیگر است که در صورت آگاهی و اصلاح این رفتارها از جانب هر دو طرف می توان به اعتمادی پایدار دست یافت.اعتماد شهروندان به مجموعه شهرداری بالاترین سرمایه است و شهرداری با اتکا به این سرمایه عظیم می تواند با آسودگی خاطر به ارائه خدمات هرچه مطلوب تر به شهروندان بیاندیشد.
مشارکت و همراهی شهروندان با شهرداری در اجرای طرح های عمرانی و خدماتی نشان از علاقه شهروندان به رشد و شکوفایی شهر است. داشتن شهری زیبا و آباد حق هر شهروند است اما لازمه دست یابی به این حق پرداخت به موقع عوارض شهرداری است.
 



:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , مشارکت مردمی , منافع شهرداری , شهروندان , منافع شهروندان ,
ن : حسین ادیبی
ت : شنبه 9 اسفند 1393
30سال است که نام شهر بر تارک سده لنجان نقش بسته است. جایی که مردمش به خاطر شهر شدن  محل زندگی شان خود را تغییر دادند ، هرچند تغییر در ابتدا مشکل می نمود، اما خیلی زود با فرهنگ جدید خود را تطبیق دادند و  از کارهایی که با فرهنگ شهر نشینی منافات داشت دست کشیدند. با اینکه این تغییرات خسارات جبران ناپذیر زیست محیطی به  محل زندگی ما وارد ساخت اما باید پذیرفت که چرخ توسعه و پیشرفت بی رحم است. به ویژه اگر گردانندگان این چرخ افرادی باشند که نسبت به آینده بی تفاوت باشند و آینده نگری در برنامه هایشان جایی نداشته باشد!
با تغیر و تحولاتی که شرایط به ما تحمیل کرد به این فهم و درک رسیدیم که خیلی از کارهایی که تا آن روز برای ما بسیار پسندیده بود و حتی از  انجام آن به خود افتخار می کردیم به مرور جایگاه خود را از دست داد و شرایط به گونه ای رقم خورد که نه تنها  دیگر امکان ادامه آنها برای ما در محل زندگی میسر نبود حتی مبادرت به آن ایراد  فرهنگی و حتی قانونی هم پیدا کرد.
روزگاری بود که همه ما در منازل  خود دامداری داشتیم و در کنار کشاورزی از این طریق روزگار می گذراندیم . این یکی از همان شغل هایی بود که تا قبل از تحولات شهری نه تنها ایرادی نداشت بلکه هرکس فعالیتش در این زمینه بیشتر بود از اعتباری هم برخوردار بود. اما تحولات ساختاری در محیط، وقتی کالبد روستایی را به شهر تغییر داد اکثر مردم شرایط را پذیرفتند و خود را با فرهنگ و رفتار جدید که همان فرهنگ شهر نشینی بود، عادت دادند. بنابر این دامداری ها از منازل یکی پس از دیگری جمع شدند و شهروندان سرمایه خود را در کسب و کار دیگری به جریان انداختند.
آنچه دست مایه این نوشتار گردید پافشاری عده ای انگشت شمار از شهروندان است که پس از گذشت 30 سال از شهر شدن سده لنجان هنوز نتوانسته اند شرایط زندگی پیرامون خود را بپذیرند و هچنان از دامداری های سنتی در  منازل خود استفاده می کنند. این نوشته به هیچ وجه قصد ندارد فعالیت شرافتمندانه این شهروندان را زیر سوال ببرد اما بنا بر حقوقی که هریک از شهروندان دارند وظیفه  خود دانستم این مطلب را بنویسم.

یکی از وظایف شهرداری به استناد  بند 20 ماده 55 قانون شهرداریها جلو گیری از ایجاد و تأسیس کلیه اماکن که به نحوی از انحاء موجب بروز مزاحمت برای ساکنین یا مخالف اصول بهداشت در شهر هاست. شهرداری مکلف است از تأسیس کارخانه ها، کارگاه ها، گاراژهای عمومی، و تعمیر گاهها و دکان ها و همچنین مراکزی که مواد محترقه می سازند و اصطبل چارپایان و مراکز دامداری و بطور کلی تمام مشاغل و کسب هایی که ایجاد مزاحمت و سرو صدا کنند یا تولید دود و یا عفونت و یا تجمع حشرات و جانوران نماید جلو گیری کند...
تبصره ذیل همین ماده اشعار می دارد شهرداری در مورد تعطیل و تخریب و انتقال به خارج از شهر مکلف است مراتب را ضمن دادن مهلت مناسبی به صاحبان آنها ابلاغ نماید و اگر صاحب ملک به نظر شهرداری معترض باشد باید ظرف ده روز اعتراض خود را به کمیسیونی مرکب از سه نفر که از طرف انجمن شهر انتخاب خواهند شد تسلیم کند. رأی کمیسیون قطعی و لازم الاجراست...


حال تصور کنید سکوت شبانه ای که حق هر انسان است با صدای چارپایان شکسته شود. یا صبح هنگام پیش از آنکه صدای آرام بخش مناجات رادیوی منزل سپیده دم را به شما نوید دهد، با صدای وحشتناک سگهای گله ای که به جان هم افتاده اند و خود را به درب منزلتان می کوبند از خواب بپرید! باور کنید خیلی عذاب آور است. به این وضعیت اضافه کنید صبح در منزل را باز کنید و متوجه خون همان سگها شوید که همدیگر را در آستانه منزل تو پاره کرده و خون نجسشان به در و دیوار خانه مالیده باشد. باور کنید دیدن این صحنه خیلی چندش آور است. بوی بد دامداری هم بماند در این خصوص چیزی نمی گویم.
از این دست مشاغل در شهر کم نیستند و متأسفانه شهروندان با متانت آنها را تحمل می کنند. اما این چیزی از حقوق شهروندی آنها نمی کاهد و مسئولین محترم می بایست تمهیدات لازم را بیاندیشند تا این مشاغل هرچه سریعتر سامان یابند.این یک حق شهروندی است که باید مطالبه شود و مسئولین محترم باید پیگیر باشند.
البته طی چند سال اخیر اقدامات خوبی در زمینه انتقال کارگاههای مزاحم شهری توسط شهرداری صورت گرفته که جای تقدیر دارد اما علی رغم تمام تلاشی که صورت گرفته بسیاری از آنها همچنان از انتقال کارگاه خود به محل تعیین شده طفره می روند که این موضوع باید با جدیت بیشتری پیگیری شود.
در خصوص دامداریها اما تاکنون علی رغم تلاشهایی که شده نتیجه ای حاصل نشده و این معضل تا کنون به قوت خود باقی است و نارضایتی ها در این خصوص همچنان بالاست. از این شهروند و سایرین که در شهر همچنان دامداری می کنند یا به مشاغلی که مشمول قانون مذکور می شوند توقعی نیست، چرا که آنها شاید راهی جز این کسب و کار ندارند اما مدیران شهر می توانند شرایط را چنان فراهم نمایند که این شهروندان در محلی مناسب به شغل خود ادامه دهند. امید است این آرزوی دیرینه شهروندان هرچه زود تر جامه عمل به خود بپوشد تا اقدامی مهم در حوزه بهداشت ،سلامت و آسایش شهروندان را شاهد باشیم.به امید حق.




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , شهر , مدیریت شهری , معضل دامداریها , کارگاههای مزاحم شهری , بهداشت و سلامت ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 30 بهمن 1392

روزی مردی وارد داروخانه ای شد و پرسید نفت دارید! صاحب داروخانه با تعجب گفت خیر. مرد عصبانی شد و گفت:  این چه داروخانه ایست که نفت ندارد! پس داروخانه را بر هم ریخت و رفت. روز بعد دوباره مرد به داروخانه آمدو همان سوال را کرد و چون پاسخ خیر بود مجدداً داروخانه را برهم ریخت . این کار چند روزی ادامه داشت تا اینکه صاحب داروخانه دستور داد مقداری نفت بیاورند تا مرد بهانه ای برای به هم ریختن داروخانه نداشته باشد و شرش را از سر آنها کم کند. روز بعد وقتی مرد به داروخانه وارد شد، نفت درخواست کرد و نفت را به او دادند . ولی مرد بازهم عصبانی شد و گفت این دیگر چه داروخانه ایست؟! مگر در داروخانه هم نفت پیدا می شود. داروخانه ای که در آن نفت پیدا شود باید به هم ریخته شود. پس اینکار را کرد و رفت!!!
این حکایت افرادی است که برای کارهایشان  دست آویزی می خواهند تا آن را انجام دهند. کاری ندارند که این مستمسک عقلانی است یا خیر. افرادی هستند که مطلوب خود را با بر هم ریختن اوضاع به دست می آورند . پس اقدام به بهانه گیری های بی اساس کرده و اوضاع را برهم می ریزند.
با خبر شدم مطالب اخیر بنده در وبلاگ کاملاً آزاد و شخصی ام باعث دلخوری برخی دوستان شده . با تعجب پیگیر مسئله شدم و متوجه شدم متأسفانه درست است.
متن زیر را در پاسخ که نه ولی برای رفع شبه این دوستان می آورم :
1:عکسی که در آن شیر از دست جماعت گاو در حال فرار است  یک برداشت آزاد است. عکسی هنری که هر کس می تواند به زعم خود از آن برداشت کند. اینجانب قویاً تأکید می نمایم این عکس تنها به خاطر جالب بودنش در وبلاگ بنده منعکس شده و توهین به هیچ شخص یا گروهی نبوده  مگر اینکه خود آنها بخواهند این تفسیر از آن بشود!
2:در مورد مطلبی  هم که تحت عنوان دلنوشته ای در خصوص انتخابات شورای شهر نگاشته ام در متن نوشته بارها تاکید کرده ام که مطالب نظرات شخصی بنده است و به هیچ وجه تایید یکی نفی دیگری نمی باشد.آن نوشته باور من بوده و برداشت ناصحیح دیگران خللی در این باور بوجود نخواهد آورد.
برخی واژه های به کار برده شده در این متن نیز واژه هایی بوده که در زمان انتخابات توسط برخی شهروندان بصورت پیامک روی موبایل ها رد و بدل می شد و بنده دقیقاً بخاطر نا زیبا بودنشان به آن اشاره کرده ام و نه به خاطر تأیید.(موضوع تعمیر کار پیکان و بنز).از توضیح اینکه چه کسانی این نوع متنها را پیامک می دادند صرف نظر می کنم! فقط به همین اکتفا می کنم  که این پیامک در زمان خودش بسیار مورد اقبال برخی قرار گرفت و حتی تکیه کلامشان هم شده بود!!
اما توصیه ای برادرانه به دوستانی که خاطر شان از این مطالب مکدر شده:
حکایت، قصه همان مردی است که می خواهد داروخانه را برهم بریزد.عده ای داروخانه شما را آشفته و نابسامان می خواهند. آب را گل می کنند تا از آن ماهی مقصود خود را صید  کنند. مراقب باشید و تن به حواشی ندهید.چرا که  اگر به این مسائل توجه کنید قطعاً در راهی قدم نهاده اید که عده ای سودجو می خواهند. اینکه دیگران چگونه می اندیشند نباید مانع انجام وظایف شما بشود. قرار نیست همه یک جور فکر کنند. هنر آن است که بانظرات متفاوت بتوان تعامل کرد و کاری انجام داد که رضایت خدا و بندگانش در آن باشد.





:: مرتبط با: عمومی , شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: حکایت , مرد و داروخانه , شهرداری , شورای شهر ,
ن : حسین ادیبی
ت : شنبه 11 آبان 1392
پیش از این مطلبی را با عنوان «بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!» نوشتم که برخی دوستان خواستار توضیح بیشتری شده بودند.
قبل از انتخابات شورای اسلامی شهر نیز بنا داشتم مطالبی را بطور سلسله وار در وبلاگم منتشر نمایم که این اتفاق نیافتاد.
اگر مطالب منتشر نشد و اگر مبهم نوشتم دلیل داشت. دلیلی که یقین داشتم تنها و تنها گذشت زمان است که می تواند به من انگیزه نوشتن بدهد.
طرز تلقی شهروندان از وظایف شورای شهر، توقعات غلط ایجاد شده، عوام فریبی هایی که طی یکی دوسال در شهر صورت گرفته بود و ملکه ذهن شهروندان شده بود از جمله دلایلی بود که انگیزه نوشتن را از من گرفت.
مهمتر از آن اینکه عده ای افراد با نفوذ در شهر منافع خود را با منافع شهر گره زده و تنها به القای ذهنیت خود به شهروندان می پرداختند و جریان انتخابات را به سمت و سوی آنچه که منافع شان اقتضا می کرد هدایت می کردند.
این اتفاقات باعث شد تلاش امثال این حقیر کمترین اثر را در بین شهروندان داشته باشد و نهایتا اتفاقی که شاید از نظر این حقیر نباید اتفاق می افتاد به وقوع پیوست و آن تشکیل شورایی بود که قطعا شاکله ای بهتر از این می توانست داشته باشد. «البته این نظر شخصی بنده است با تجربه ای چند ساله در شهرداری و شاید دیگران با این نظر موافق نباشند که همین جا اعلام میدارم بنده به رای و نظر شهروندان احترام می گذارم. »
جوسازی هایی که علیه یکی از نامزدهای انتخابات صورت می گرفت آنقدر نا امید کننده بود که انگیزه ای  برای نوشتن نمی گذاشت. همه بسیج شده بودند تا خود را فریب دهند . وقتی برخی واقعیات را برای شهروندان می گفتیم می پذیرفتند ولی آشکارا می خواستند خلاف واقعیت عمل نمایند و این تنها به دلیل موجی بودکه طی یکی دو سال در شهر بر علیه این نامزد انتخابات به راه افتاده بود.
وقتی همه به توانمند بودن ایشان اذعان داشتند و جواب سلام ندادن تنها دلیل رای ندادنشان بود چگونه می شد طی چند روز این جو را برگرداند! لذا ما تنها به حکم تکلیف در صحنه ماندیم و با اعتقاد به « الخیر و ما فی وقع » نشستیم تا شهروندان تصمیم بگیرند که تعمیرکار بنز می خواهند یا تعمیرکار پیکان!!! و ما هم تسلیم هر آنچه اکثریت شهروندان می خواهند بشویم.
این نامزد کسی نبود جز جناب آقای حسین ناظم الرعایا.
یادم هست در یکی از جمع ها که پیرامون ماندن یا نماندن ایشان در صحنه انتخابات  صحبت بود بنده در خصوص ابعاد مختلف شورای شهر مطالبی را گفتم. اینکه یکی از جنبه های شورای شهر مسائل داخل شهر و شهروندان هستند و شورای شهر از طرف نهاد های بیرون از شهر نیز ارزیابی می شود. وجود افراد نخبه و توانمند در شورا ضمن اینکه نماد بینش و آگاهی شهروندان یک شهر هست قطعاً در معادلات منطقه ای و استانی تاثیر گذار خواهد بود . شورای شهر ما نیازمند اعتبار چنین اشخاصی است و این افراد به لطف اعتباری که در سطح استان دارند می توانند وزنه ای موثر در شورای شهر باشند . این افراد به واسطه توان و دانش خود در استان مطرح هستند بنابر این انها نیازی به اعتبار شورایی مانند شورای شهر سده لنجان ندارند! این را هم گفتم که اگر ما قدر چنین سرمایه ای  را ندانستیم قطعاً در جایی دیگر از وجود ایشان بهره خواهند برد و آن وقت دریغ و افسوس هیچ فایده ای ندارد.
هنوز چهره های بر افروخته و معترض این دوستان جلوی چشمم هست. آنها نه تنها به این سخنان بنده معترض شدند بلکه خواستار عدم مطرح نمودن چنین مطالبی در جاهای دیگر شدند!
واقعیت این بود که گوشها برای شنیدن حقیقت آماده نبودند چون پر بودند از عوام فریبی ناشی از منفعت طلبی شخصی و گروهی عده ای خاص!
منظورم همان اندک شهروندانی است که بار ها گفته ام هیچگاه نمی توان اثر یا بهره ای از وجودشان را در فعل و انفعالات شهر دید اما فقط یک بلندگو در دست دارند که هرگاه اراده کردند از جیب  بیرون بیاورند و افکار عموم را به هر سمتی که منافعشان اقتضا می کند هدایت کنند.  همان بی خاصیت های تاثیر گذار را می گویم. (نظر شخصی بنده)
یقین داشتم که اگر شهروندانم تصمیم گرفتند ایشان در شورای شهر نباشد شهرهایی هستند که بی صبرانه منتظر جذب چنین نخبه هایی هستند . پس سکوت را بر هر چیز ترجیح دادم و منتظر ماندم تا اتفاقی که منتظرش بودم به وقوع بپیوندد.

روز 4 مهر ماه جاری جناب آقای ناظم الرعایا به عنوان اولین شهردار برخاسته از شهر سده لنجان در نزدیکترین شهر همجوار ما ، چمگردان، با تصمیم شورایی که تدبیر، دور اندیشی و انسجام در آنها از نوع انتخابشان هویداست، به عنوان شهردار معارفه شدند.
بنده نیز در آنجا حضور داشتم. اما برخی ها هم که باید می بودند ، حضور نداشتند ! هم خوشحال بودم و هم ناراحت! خوشحال از این جهت که شهروند شهر من و کسی که روزگاری است می شناسمش به عنوان عالی ترین مقام اجرایی یک شهر در حال معارفه است و ناراحت از این جهت که چرا ما قدر این سرمایه ی خود را ندانستیم و از برکات وجودش در شهر خودمان بی بهره ماندیم!

در پایان مجدداً اعلام میدارم مطالب فوق نظر شخصی بنده است و اینجانب به انتخاب شهروندان کمال احترام را می گذارم و هرکمکی که  از دست بنده برآید دریغ نمی ورزم.
امیدوارم ابهاماتی که دوستان خواستار شفاف سازی آن بودند رفع شده باشد.





:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , شورای اسلامی شهر , مدیریت شهری , انتخابات , سده لنجان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 8 مهر 1392
جناب آقای حسین ناظم الرعایا

انتصاب شایسته حضرتعالی را به عنوان شهردار چمگردان به شما و اعضای محترم شورای اسلامی شهر چمگردان صمیمانه تبریک عرض نموده و توفیقات روز افزون شما را در جهت توسعه،پیشرفت وآبادانی و امور پرخیر وبركت برای این شهر و شهروندان آن از خداوند منان خواستاریم.

یقیناً این انتخاب از یک سو  حکایت از دور اندیشی و تدبیر شورای اسلامی شهر چمگردان دارد و از سوی دیگر افتخاری است برای شهرما سده لنجان که به عنوان اولین شهردار برخاسته از شهر ما قدم در عرصه خدمتگزاری نهاده اید.
این اتفاق مبارک نقطه عطفی خواهد بود در تعاملات بین دو شهر چمگردان و سده لنجان که انشاء الله برکات آن شامل حال هر دو شهر خواهد شد.




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , شهردار , سده لنجان , چمگردان ,
ن : حسین ادیبی
ت : پنجشنبه 4 مهر 1392
شهردار آینده شهر، مدیر استراتژیک یا عملیاتی؟ 1

با نزدیک شدن به روزهای پایانی شورای سوم و شروع فعالیت شوراهای چهارم مهمترین مسئله ای که شوراهای جدید را به خود مشغول کرده انتخاب شهردار می باشد.
چنانچه اعضای شورای شهر از نیازهای شهر شناخت نسبی داشته باشند می توانند با سیاست گزاری درست و هدفمند نسبت به انتخاب شهرداری که بتواند پاسخگوی این نیاز ها باشد  تصمیم صحیح تری را اتخاذ نمایند.
اینجاست که شوراهای شهر می بایست به این سوال پاسخ دهند که آیا شهر مدیر استراتژیک می خواهد یا مدیر عملیاتی؟ تا با یافتن پاسخ آن بتوانند گزینه مورد نظر خود را انتخاب نمایند.

اما ویژگی های مدیران استراتژیک و مدیران عملیاتی:

مدیران استراتژیک:

مدیرانی هستند که غالباً جهات و اهداف مهم سازمان را ترسیم می کنند و تخصیص منابع را برای دستیابی به هدفهای سازمانی بلند مدت هدایت می کنند.این مدیران برنامه  خود را در قالب  تدوین و اجرای استراتژی تنظیم می کنند.در مجموع این مدیران به برنامه های بلند مدت و پایدار( فشرده تر کردن بوروکراسی، کارهای زیر ساختی، درآمدهای پایدارتر و...) در چارچوب رسالت وجودی سازمان تاکید دارند.

مدیران عملیاتی :

مدیرانی هستند که به برنامه های کوتاه مدت و زود بازده  مانند پروژه های شاخص و ملموس ،درامدهای بیشتر و نه الزاماً پایدار، بسط ضوابط و آیین نامه ها تأکید بیشتری دارند.

مقایسه مدیران استراتژیک و عملیاتی :
در ادامه رویکرد مدیران استراتژیک و مدیران عملیاتی در نمونه‌هایی عینی از پروژه‌های شهری در مقابل هم قرار می‌گیرند تا مقایسه این دو رویکرد مشخص‌تر شود؛ طبعا انتخاب هر کدام از این مدیران، نشان‌دهنده رویکرد تصمیم‌گیران در مسائل و موضوعات شهری خواهد بود:
1-مدیر استراتژیک توجه بیشتری به ایجاد اطاق فکر و داشتن مشاوران قوی‌تر می‌کند در حالی که مدیر عملیاتی توجه بیشتری به ایجاد شبکه کاری فعال‌تر و پیمانکاران قوی‌تر دارد.
2-مدیر استراتژیک تمایل به روش‌هایی مانند مشارکت‌های عمومی-خصوصی جهت ایجاد درآمدهای پایدارتر در پروژهای شهری مانند ایجاد مراکز چند منظوره شهری با مشارکت‌های دراز مدت بخش خصوصی دارد در حالی که مدیر عملیاتی تمایل بیشتر به کسب درآمدهای بیشتر در مدت کوتاه‌تر مانند فروش مجوز کاربری تجاری در حجم و تعداد زیاد در سطح کوچه و خیابان‌های شهر دارد.
3-مدیر استراتژیک مجوزهای بیلبوردهای تبلیغاتی با اولویت مسائل ترافیکی، شهری و محیط زیستی ارائه می‌کند و مدیر عملیاتی مجوزهای بیلبوردهای تبلیغاتی با اولویت مسائل تجاری و کسب درآمد بیشتر را در برنامه خود دارد.
4- مدیر استراتژیک به پروژه‌های زیرزمینی به دلیل عوارض کمتر شهری و محیط زیستی و حفظ چشم‌اندازهای طبیعی توجه بیشتری دارد و مدیر عملیاتی به پروژه‌های شاخص و روی زمین به دلیل تاثیر‌گذاری قوی‌تر در کوتاه‌مدت توجه دارد.
با تعریف و مقایسه مدیران استراتژیک و عملیاتی و ارائه تصویر کلی از وضعیت فعلی شهر شاید بتوان بهتر به نتیجه رسید:
شورای سوم و شهرداری طی دو سال گذشته  تدوین برنامه استراتژی با عنوان چشم انداز 1404شهر سده لنجان را در دستور کار خود گذاشته و موفق شدند این برنامه را برای عملیاتی شدن در اختیار مدیران بعدی بگذارند.این سند که برنامه راهبردی را جهت دستیابی به رسالت سازمانی شهرداری تدوین کرده نیاز به یک عزم جدی برای عملیاتی شدن  دارد.بنابر این به نظر می رسد شهر داری سده لنجان مانند اسب زین کرده ای منتظر مدیر عملیاتی است که بتواند با ایجاد تعهد نسبت به برنامه جامع تدوین شده در خصوص اجرای مناسب این برنامه در بازه های زمانی مختلف اقدام نماید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-برگرفته از سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشته محمد نظری زاده مورخ 07/06/92


:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: شهرداری , مدیریت شهری , شورای اسلامی شهر , مدیریت استراتژیک , مدیر عملیاتی ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 10 شهریور 1392
دوستی دارم که با خود این جمله را زمزمه می کند:
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست!
نوشتیم و نوشتند، می نویسیم و می نویسند ، خواهیم نوشت و خواهند نوشت اما چه سود!
چه سود که بلندگوی ما صدا ندارد و بلندگوی آنها همه گیر و قالب است.
 آنها، همان کسانی را می گویم که بار ها گفته بودم هیچگاه نمی توان اثر یا بهره ای از وجودشان را در فعل و انفعالات شهر دید اما فقط یک بلندگو در دست دارند که هرگاه اراده کردند از جیب  بیرون بیاورند و افکار عموم را به هر سمتی که منافعشان اقتضا می کند هدایت کنند. این افراد بی خاصیت های تاثیر گذارند.
اتفاقات اخیر ،به من ثابت کرد که ما تحمل انسانهای نخبه و فرهیخته خود را نداریم و شعارهای ما در خصوص علت مهاجرت نخبه های شهر و سرمایه های فکری و مادی شهرمان نه از سر دلسوزی که از عمق تنگ نظری است.




:: مرتبط با: اجتماعی , شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: روزگار , سرمایه های فکری , سرمایه های مادی , مهاجرت سرمایه ها ,
ن : حسین ادیبی
ت : پنجشنبه 27 تیر 1392
تب و تاب انتخابات شهرمان را بیش از پیش فراگرفته.
بازهم قصه تکراری تعدد نامزدهای شورای شهر و شکست آرا به ضرر نامزدهای اصلح مدتی هست بر سر زبانها افتاده. داستانی که در هیچ یک از سه دوره قبل به سرانجام نرسید و این دوره نیز نافرجام خواهد ماند. خاطرم هست در یکی از پست های این وبلاگ بنده از عدم حضور شهروندان در عرصه های مختلف به ویژه مشارکت در فعالیتهای مرتبط با مدیریت شهری گله مند بودم و همانجا اشاره کردم که معلوم نیست این شهروندان که هیچ انگیزه ای برای مشارکت در مسائل مرتبط با شهر را ندارند چگونه است که به یک باره و در هنگام انتخابات ،احساس وظیفه شان می گیرد و آنچه نباید ،اتفاق می افتد!
مغز انسان از هرچه  باشد، نمی تواند این احساس وظیفه را درک  کند. کسانی که به هیچ رای و نظری احترام نمی گذارند خود را ملزم به خدمت مردم معرفی می کنند. کسی که قول و عملش ظرف چند دقیه تغییر می کند چگونه وعده هایی که برای مدت 4 سال می دهد را فراموش نمی کند!
هرچند این حقیر از ابتدا مخالف برگزاری چنین جلساتی بودم ولی برخی از دوستان علی رغم تجربه شکستهای سالهای قبل همچنان به این روش برای کناره گیری نامزدهای کم  اقبال اعتقاد دارند. بهترین راه کار برای راه یابی افراد اصلح به تالار شورای شهر به دور از تنگ نظری و دخالت دادن منافع شخصی یا گروهی، این بوده و هست که فعالان اجتماعی ،معتمدین ،نخبه های شهر و افرادی که به هر نحو می توانند در ایجاد انگیزه و شور و هیجان در شهروندان مؤثر باشند حمایت بی قید و شرط خود را تنها بر پایه مصالح شهر از افراد اصلح اعلام تا به این صورت سایر شهروندان که ملاک خود را رأی و نظر این افراد می دانند بتوانند در تعیین فرد اصلح راحت تر تصمیم گیری کنند.
نتیجه این اقدام  شاید آن چیزی شود که سالها ست مدیریت شهری انتظارش را می کشد تا بتواند حداقل انتظارات شهروندانش را برآورده سازد.
اما با تأسف شاهد هستیم برخی از همین فعالان و یا معتمدین اظهار نظرهایی می فرمایند که انسان یا به عقل خودش شک می کند یا به سلامت هدف آنها. اینکه یک گروه یا قوم بخواهند نامزد مورد وثوق خود را به هر قیمتی! وارد تالار شورا کنند نمی تواند انسان را مجاب کند که هدف مقدسی را دنبال می کنند.
مردم ما از نخبه ها یا معتمدین انتظار دارند آنهایی را که واقعاً می توانند گره گشای نیازهای شهروندان باشند  معرفی کنند نه اینکه سلیقه خود را به آنها تحمیل کنند. چرا که در این صورت طی سالهای آینده حرمتی برای معتمدین و نخبه ها باقی نخواهد ماند!
یکی از بزرگترین معضلاتی که در حال حاضر گریبانگیر شهر و شهروندان هست عدم شناخت کافی از جایگاه واقعی شورا و نهایتاً تطبیق نیازها و انتظارات خود با وظایف این نهاد می باشد.از این رو بسیاری از شهروندان به دلیل عدم آگاهی از وظایف و اختیارات شورا ها متاسفانه روی به افرادی می آورند که برنامه های خود را بر تخریب و تحمیق سایرین و ارائه برنامه های غیر کارشناسانه و غیر قابل اجرا ولی عوام فریبانه پایه ریزی می کنند. وقتی شهروندی توقع دارد شورای شهر در مراسم فاتحه فامیلش شرکت کنند! و این را در حد یک وظیفه بیان می کند می توان به عمق فاجعه پی برد!
کسانی که  معتقدند شورا های قبل ضعیف عمل کردند بجای آسیب شناسی به بازگو کردن معایب و فراموش کردن محاسن می پردازند. هرچند از نظر بنده  انتقادی که فقط ظرف همین چند روز مطرح شود هیچ توجیهی ندارد ولی بجاست حد اقل به انتقادات خود فکر کنیم و اکنون تصمیم درست را بگیریم.
نمی خواهم زیاده گویی کنم اما ای کاش اکنون که زمان همدلی و بیداری است خود را به خواب نمی زدیم.
ای کاش قدر این روزها را می دانستیم و دست از کج اندیشی و تعصبات نابجا بر می داشتیم و از منافع شخصی خود گذشت می کردیم.
دنیای فرا مدرن جایی است که مردمش اول فکر می کنند و بعد تصمیم می گیرند و بعد عملی را انجام می دهند و ما هنوز مردمی هستیم که اول کاری را انجام می دهیم و بعد تصمیم می گیریم که در مورد عمل خود فکر کنیم!!!!!!!

اگر این چند روز باقی مانده را فکر کردیم و در روز انتخابات عاقلانه تصمیم گرفتیم 4 سال آینده کمترین نگرانی و دغدغه را در مسائل مرتبط با شهر و شهرداری خواهیم داشت در غیر این صورت آش همان آش و کاسه همان کاسه است!





:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: انتخابات , انتخابات شورای شهر , شورای شهر , مدیریت شهری , شهرداری ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 19 خرداد 1392

جایگاه شورا های اسلامی شهر با گذشت 14 سال از عمر آن به تدریج روشن تر و آگاهی مردم نسبت به آن بیشتر شده است.با این وجود درصد قابل توجهی از شهروندان همچنان جایگاه شورا را جایگاه کدخدایی و وظیفه شورا را رسیدگی به تک تک درخواست های شهروندان چه در حوزه فعالیت شهرداریها و چه در خصوص سایر نهاد ها می دانند. به عبارتی هرکس به فراخور نیاز خود از شورای شهر توقع دارد و به نوعی موفقیت یا عدم موفقیت شورا را با منافع شخصی خود گره زده و عملکرد آن را ارزیابی می کند!
به همین دلیل وبلاگ سپهر در نظر دارد در فرصت باقی مانده تا انتخابات مطالبی را منتشر نماید که بتواند نقشی هرچند کوچک در ارتقای سطح آگاهی شهروندان از جایگاه شورای اسلامی شهر ایفا نماید.
اگر در اینترنت وظایف شوراهای اسلامی شهر را جستجو کرده باشید قطعا ً نتایج بسیاری را خواهید یافت ولی بنده نیز برای  شروع بهتر دیدم وظایف قانونی  شورا های اسلامی شهر را برای مخاطبان محترم منتشر نمایم تا برای مطالب بعدی بتوان از آنها استفاده نمود:

 

 


ادامه مطلب

:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: انتخابات , ریاست جمهوری , انتخابات شورای شهر , مدیریت شهری , جایگاه شورای اسلامی شهر , وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی شهر ,
ن : حسین ادیبی
ت : جمعه 20 اردیبهشت 1392
امروز می خواهم بحثی را مطرح کنم که شاید سالهاست از ذهن بسیاری از شهروندان گذشته ولی تا کنون مجالی برای گفتنش نیافته اند.شاید هم دلایلی مانند تعصب و تعلق و... مانع از آن شده که بتوانند این بحث را در مجامع عمومی و به صورت فراگیر مطرح نمایند.
این مطلب به عنوان یک  بحث آزاد قرار است نظرات شهروندان را  نسبت به یک موضوع بررسی نماید. موضوع مهم این بحث تغییر نام شهر سده لنجان است.
به عنوان شهروند سده لنجان درخواست بنده این است که به دور از هرگونه تعصب و پیش داوری به موضوع نگاه کنیم.
و اما شهروندان می توانند نظر خود را در مورد این موضوع با پاسخ به سئوال زیر بیان نمایند:
1-    آیا با تغییر نام شهر سده لنجان موافق هستید؟
-    آری
-    خیر

اگر جواب شما آری است خواهشمند است نام یا نامهای مورد نظر خود را مطرح نمایید.
اگر جواب شما خیر است دلایل خود را بیان بیان نمایید.




:: مرتبط با: شهر و شهرداری ,
:: برچسب‌ها: سده لنجان , تغییر نام شهر ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 21 فروردین 1392
 

 


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.