تبلیغات
سپهر - مطالب سخن و رفتار بزرگان
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


یاد دلنوشته های آقای پناهی افتادم که میگفت وقتی کسی اندازت نمیشه به اندازه خودت دست نزن

****
با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟
منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته
اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز (با راکت اسبک میزنند)
خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم
نیست مهارتت ! طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره
بازی میکنه...من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!
اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را :

وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه
وقتی با یه آدم خاله زنک دم به دم میشی
وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،
وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش) مسکن ورستوران و لباس برند و(!...
دیگه انتظار نداشته باش که
از حروم شدن وقتت غصه بخوری
از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی
از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه
از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره
یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ....دردت نمیاره
داری بی غیرت میشی عزیزم
به مردنت ادامه بده
یا مثل یه بزرگمرد از این وضعیت بیا بیرون و نذار
زنده به گور بشی و بشی یه مرده متحرک...



دکتر علیرضا شیری




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: معاشرت , رفتار اجتماعی , سخن بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 2 بهمن 1391

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است ،


هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است


و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد.///



:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: سخن بزرگان , دکترحسابی , رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 20 آذر 1391

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم-
اینجا در دنیای من، گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!


می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
 عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!


این روزها به جای" شرافت" از انسان ها *
 فقط" شر" و " آفت" می بینی !*


راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


می‌دونی"بهشت" کجاست ؟
یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !
بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...


وقتی کسی اندازت نیست
 دست بـه اندازه ی خودت نزن...


این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان
بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو......


ماندن به پای کسی که دوستش داری
 قشنگ ترین اسارت زندگی است !


می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
 بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...


می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!


مگه اشك چقدر وزن داره...؟
که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم...


من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...
 یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم
 ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...
و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم
 
شاید ندانید که حسین پناهی روحانی بوده است...
حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه وبویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است(روغن محلی معمولاٌ در تابستان از حرارت دادن کره بدست می آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است) ، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند. با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است. وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به خاک سپرده شد.

«با سپاس از همکار عزیزم جناب آقای غلامحسین شکرچی برای ارسال این مطلب زیبا»



:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان , شعر و ادب ,
:: برچسب‌ها: حسین پناهی , عشق , بازیگری , شعر و ادب , سخن بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 6 آذر 1391

نیمی از مردم جهان، افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستن
ونیم دیگرافرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ،اما همیشه در حال حرف زدن هستند
(رابرت لی فراست Robert Frost)

هـمـیـشـه حـرفـی بـزن، کـه بـتـوانی آنـرا بـنـویـسی
چـیـزی را بـنـویـس، کـه بـتـوانـی آنـرا امـضـاء کـنـی
وچـیـزی را امـضـاء کـن کـه بـتـوانی پـایـش بـایـسـتی
" نـاپـلـئـون بـنـاپـارت "...

اگر یک سال ثمر از کاری را خواستی گندم بکار، اگر دو سال خواستی درخت بکار
اما اگر صد سال ثمر خواستی به مردم یاد بده
" كـنـفـوسیـوس -- Confucius "

تنها کاری را تا فردا کنار بگذار،
که حاضری بمیری بدون اینکه انجامش داده باشی
(پابلو روئیس پیکاسو-- Pablo Ruiz Picasso) ...

اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ،
یا چیزی بنویس كه قابل خواندن باشد، یا كاری بكن كه قابل نوشتن باشد .
" بنجامین فرانكلین "

انسان موجود عجیبی است
اگر به او بگـویید در آسمـان، یـكصد میـلیارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد
بی چون و چرا می پـذیرد، اما اگر در پاركی بـبیند روی نیـمكـتی نوشته اند رنگی نشـوید
بی درنگ انگشت خود را روی نیمکت می کـشد تا مـطمئـن شـود
نیچه.

مهم نیست اگر انـسـان بـرای کـسی که دوسـتـش دارد غـرورش را از دست بـدهـد ؛
امـا فـاجـعـه اسـت اگر بـه خـاطـر حـفـظ غـرور ، کـسی را که دوسـت  دارد از دست بـدهـد .
ویـلـیـام شکـسـپـیـر

هـر حـقـیـقــتی از سـه مـرحـلـه می گـذرد:
ابـتـدا، بـه مـسـخره گـرفـتـه مـیـشود
بـعـد بـه شـدتـــــ بـا آن مـخالـفـت مـیـشـود
و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدـیهـی پـذـیـرفـتـه میـشـود.
" آرتورشوپنهاور "

مایكل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات اتومبیلرانی "فرمول یک" در دنیا اول شد.
وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:
تنها رمز موفقیت من این است كه زمانی كه دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم ...
DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)...
درد من مرگ مردمی است که گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر وبا تبسمی بر
لب این حماقتها را حکمت خدا مینامند
گاندی
.
حـتـی افـرادی هـم که مـعـتـقـد هـستـنـد سـرنـوشـتـــــ هـمه از قـبـل تعـیـیـن شـده و قـابـل
تغـیـیـر نیـسـت ؛ مـوقـع رد شـدن از خـیـابـان ابـتـدا دو طـرف آن را نگاه میـکـنـنـد .
اسـتـیـون هـاوکـیـنگ...

قـرار نـیـسـت مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـت داره ،
خـب طـبـعـا قـرارهـم نـیـسـت دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـت دارم.
"جـروم دیـویـد سـالـیـنجـر"...

جـهـان سـوم جـایی سـت كـه هـر كـس بخـواهـد مـمـلكـتـش را آبـاد كـنـد خانـه اش
خـراب مـیـشـود ، وهـر كـس بخـواهـد خانـه اش را آبـاد كـنـد بـایـد یـرای ویـرانی
مـمـلكـتـش بكـوشـد.
"پـروفـسـور مـحـمـود حـسابی"...

در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانک لـویـد رایـت" مـعـمـار بـزرگ و
نـامـدار پـرسـیـدنـد :
ازمـیـان كـارهـای بـزرگـی كه انـجـام داده ایـد ؛ كـدام را بـیـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟
کـه او پـاسـخ می دهـد : كـار بـعـدی را .... 
 
انسان فرهیخته كسی است كه آموخته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر كند




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: سخن و رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : شنبه 11 شهریور 1391

ساعت حرکت قطار که می‌رسید و همین که قطار راه می‌افتاد،

بچه‌ها می‌دویدند، سنگ برمی‌داشتند و قطار را مورد حمله قرار می‌دادند.من تعجب می‌کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد،چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی‌زنند و اگر باید برایش اعجاب قایل بود، اعجاب بیش‌تر وقتی است که حرکت می‌کند.

این معما برایم وجود داشت تاوقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.دیدم، این قانون کلی زندگی ما ایرانی‌ها است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است،تا ساکت است مورد تعظیم است؛

اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی‌کندبلکه سنگ است که به طرفش پرتاب می‌شود و این نشانه‌ی یک جامعه‌ی مرده است.ولی یک جامعه‌ی زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت.متحرک‌اند نه ساکن، باخبرند نه بی‌خبر

 




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: ویژگیهای جامعه زنده , جامعه پویا , جامعه مرده ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 17 فروردین 1390

خطرناکترین جای دنیا تخت خواب است چون بسیاری از مردم در آن می میرند. ( مار ک تواین)




:: مرتبط با: عمومی , سخن و رفتار بزرگان ,
:: برچسب‌ها: مرگ , خطرناک , تخت خواب ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 21 تیر 1389

كار و تلاش و دستگیرى از مستمندان
امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش مى‏كرد، بلكه ‏خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ ‏تابستان، در مزرعه‏اش كار مى‏كرد. یكى از یاران حضرت مى‏گوید: آن ‏حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى‏كرد و عرق از سر و صورتش مى‏ریخت، گفتم: اجازه‏ دهید من كار كنم. فرمود: من كسى را دارم كه این كارها را بكند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب ‏آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پى روزى حلال هستم. (1)

حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت ‏خداوند تاكید داشت. لذا وقتى كار پرداز او كه با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده‏اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود: سبحان الله!

علیه مسلمانان هم‏پیمان شدید كه كالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چكاچك شمشیرها از كسب روزى حلال آسان‎تر است. (2)

حقیقت این است كه امام در نهایت علاقه به كار و تلاش، هرگز فریفته درخشش درهم و دینار نمى‏شد و مى‏دانست كه بهترین كار از نظر خداوند تقسیم دارایى خود با نیازمندان است، حقیقتى كه ما هرگز از عمق جان بدان ایمان عملى نداشته و نداریم. امام خود درباره باغش مى‏فرمود: وقتى خرماها مى‏رسد، مى‏گویم دیوارها را بشكافند تا مردم وارد شوند و بخورند. همچنین مى‏گویم ده ظرف‏ خرما كه بر سر هر یك ده نفر بتوانند بنشینند، آماده سازند تا وقتى ده نفر خوردند، ده نفر دیگر بیایند و هر یك، یك مد خرما بخورند. آنگاه مى‏خواهم براى تمام همسایگان باغ (پیرمرد، پیرزن، مریض، كودك و هر كس دیگر كه توان آمدن به باغ را نداشته) یك مد خرما ببرند. پس مزد باغبان و كارگران و ... را مى‏دهم و باقى‎مانده محصول را به مدینه آورده بین نیازمندان تقسیم مى‏كنم و دست آخر از محصول چهار هزار دینارى، چهارصد درهم برایم ‏مى‏ماند. (3)

ساده زیستى و همرنگى با مردم
امام همانند مردم معمولى لباس مى‏پوشید و در زندگى رعایت اقتصاد را مى‏كرد. مى‏فرمود: بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول همان ‏زمان است. لذا (4) گاه لباس نو و گاه لباس وصله‎دار بر تن ‏مى‏كرد. لذا وقتى سفیان ثورى به وى اعتراض مى‏كرد كه: پدرت على‏ لباسى چنین گرانبها نمى‏پوشید، فرمود: زمان على علیه السلام زمان فقر و اكنون زمان غنا و فراوانى است و پوشیدن آن لباس در این زمان، لباس شهرت است و حرام ... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر را كه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را براى خدا و لباس نو را براى شما پوشیده‏ام. (5)


ادامه مطلب

:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : دوشنبه 14 آبان 1386

ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .

ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .

ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .

ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد

ناپلئون بناپارت : کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.

ناپلئون بناپارت : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.

ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.

ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن .

ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.

ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل با ارزشتر است.




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : چهارشنبه 9 آبان 1386

سخنان نغز از انسانهای بزرگ

 

سعادتمند کسی است که بر مشکلات و مصائب زندگی لبخند زند.

کریستوفر مارلو

بردباری برای مردم ، مانند موتور برای روشن کردن لامپ است.

آلفردو موسه

سعی کن درست صحبت کنی ، وگرنه عاقلانه آن است که سکوت کنی .

جورج هربرت

هرچه بیشتر فکر می کنیم ، بهتر می فهمیم که هیچ نمی دانیم.

فرانسوا ماری ولتر

استعدادهای درون خود را کشف و شکوفا کنید.

آنتونی رابینز

مرگ یکبار می آید ، ولی ترس فرا رسیدن آن ، در طول عمر آدمی را رنج میدهد.

لابرویر

اگر فضیلتی را ندارید ، وانمود کنید که دارید.

شکسپیر

اگر اراده ای نباشد عشقی در کار نیست.

ماهتما گاندی.

فکر می کنم بهترین کاری که در تمام دوران حیاتمان انجام میدهیم ، در چار دیواری منزلمان صورت می گیرد. پس همه پدرها و مادرها ، در هر موقعیتی که باشند می توانند « روحیه خدمت » را در روح فرزندانشان حک کنند تا فرزندان آنها با این باور رشد کنند که می توانند تفاوتی در دنیا به وجود آورند.

دکتر استفان کاوی




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,

ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 21 مرداد 1386

سخن بزرگان

ساموئل بکت : زندگی مجموعه ای از شکستها و پیروزیها است و موفق آن است که پیروزیهایش بیشتر باشد.

لاپلاس : هیچ کس نیست که از زندگی خودش راضی باشد و در ضمن هیچ کس هم نیست که بتواند از زندگی دل بکند.

هنریخ پستالوزی : زندگی کن آنطور که می خواهی ، ولی بمیر آنطور که خدا می خواهد.

ادوارد مانه: به زندگی دیگران حسرت مخور ، چون دیگران هم به زندگی تو حسرت می خورند.

آبراهام لینکتن : زندگی را آسان بگیر چون روزگار به اندازه کافی به تو سختی خواهد داد.

اشپنگلر : آن که قدر زمان را نداند ، پشیمان ترین افراد است.

راسین : زمان خواب شیرینی است که بیداری تلخی در پایان دارد.




:: مرتبط با: سخن و رفتار بزرگان ,
ن : حسین ادیبی
ت : یکشنبه 14 مرداد 1386
 

 


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.